معاصر فيروز مشرقى بود . منوچهرى او را در شمار شعراى قديم خراسان ذكر كرده و نام ويرا همرديف استادان بزرگ پيش از خود آورده است « 1 » . ابيات ذيل در تذكرهها بنام او ضبط است :
خون خود را گر بريزى بر زمين * به كه آبِ روى ريزى در كنار
بتپرستنده به از مردمپرست * پند گير و كار بند و گوش دار
* * *
بمژه دل ز من بدزديدى * اى بلب قاضى و بمژگان دزد
مزد خواهى كه دل ز من ببرى * اين شگفتى كه ديد دزد به مزد
5 - نثر و نظم عربى در ايران
هنگام ذكر وضع ادبيات در ايران از ابتداى غلبهء عرب تا پايان قرن سوم هجرى مطالعهء وضع نثر و نظم عربى در ايران هم همچنان لازم است كه مطالعه و تحقيق در وضع ادبى زبانهاى پهلوى و درى و لهجات محلى ايران . زيرا در اين سه قرن بسيارى از ايرانيان بنابر علل و جهاتى كه پيش از اين گفتيم سرگرم زبان و ادب عربى بودهاند ، بسا كتاب پهلوى كه در اين سه قرن به عربى درآمد و بسا كتاب عربى كه نويسندگان ايرانى در اين سه قرن به عربى نگاشتهاند و بسا قطعات بليغ عربى كه آنها را شاعران ايرانى متعصّب بنژاد و قوميت خود سرودهاند . بعبارت ديگر زبان عربى در اين ايام همان رواج و توسعهيى را در ايران داشت كه زبان و ادب سريانى پيش از غلبهء عرب داشته است و بدين سبب هنگام بحث در وضع ادبى ايران در سه قرن اول هجرى و بطور كلّى پيش از غلبهء تاتار و سقوط دولت عربى بغداد ناگزيريم كه سخن از نثر و نظم عربى هم بميان آوريم و نويسندگان و شعرايى را كه از ميان ايرانيان برخاسته و بادب عربى سرگرم شدهاند بشناسيم .
نثر عربى
نثر عربى كه در آغاز امر بسيار ابتدائى و ساده بود در اواخر اين عهد بمراحل قابل توجهى از كمال رسيد . مثل اعلاى نثر عربى در دورهء اسلامى قرآن كريم است و مسلمانان از روش
هامش
( 1 ) -بو العلاء و بو العباس و بو سليك و بو مثل * و آنكه آمد از نوايح و آنكه آمد ازهرى