جهد وجِدِ يعقوب بايد همى * تا كه ز جده بدر آيد اياس « 1 »
اما از دو شاعر ديگر معاصر محمد بن وصيف ، يعنى بسّام كورد و محمد بن مخلّد ، اثرى علاوه بر آنچه نقل كردهايم ديده نشده است .
روايت تاريخ سيستان در اينكه محمد بن وصيف اقدم شعراييست كه بوزنهاى معمول در ادب فارسى ( كه تا حدى نزديك باوزان عروضى عربست ) شروع بساختن شعر كرده ، به نظر ما صحيحتر از ساير اقوالست و در اولين قصيدهء او و مقلدان وى از حيث لفظ و معنى و صعوبتى كه در گنجانيدن الفاظ عربى ديده مىشود و اشكالى كه براى تطبيق كلمات و تركيبات فارسى با اوزان مورد انتخاب به نظر ميرسد ، آثار ابتدائى بودن شعر فارسى آشكارست و عجب در آنست كه در آخرين قصيدهيى كه از محمد بن وصيف در دست داريم با نخستين قصيدهء او از حيث روانى و سهولت الفاظ و انطباق آنها با اوزان منتخب فرق عمدهيى مشهود مىباشد . با اينحال چون غير از قول صاحب تاريخ سيستان اقوال ديگرى هم در ذكر نخستين شاعر فارسىزبان موجودست در اينجا بنقل و نقد برخى از آنها مبادرت ميجوييم .
قول عوفى : نور الدين محمد بن محمد عوفى البخارى صاحب كتاب مشهور لباب الالباب كه آن را در حدود 617 - 625 بنام ناصر الدين قباجه تأليف نموده است « 2 » در اينباره بحثى منشيانه دارد « 3 » كه ما بذكر خلاصهيى از آن قناعت مىكنيم : « اول كسى كه شعر پارسى گفت بهرام گور بود . . . در آن وقت كه از ملك مرويرا انزعاجى افتاد از راه ضرورت بباديه رفت و نشو و نماء او در ميان اعراب اتفاق افتاد و بر دقايق لغت عرب واقف و عارف گشت . . . و او را شعر تازيست بغايت بليغ و اشعار او مدوّن است و بنده در كتابخانهء سر پل بازارچهء بخارا ديوان او ديده است و در مطالعه درآورده است و از
هامش
( 1 ) - ظاهرا مراد اياس بن عبد اللّه مهتر عرب باشد كه يعقوب و عمرو را خدمت كرده بود و از طاهر كناره گرفت ( از حواشى مرحوم بهار ) - تاريخ سيستان ص 286 - 287
( 2 ) - رجوع شود بمقدمهء مرحوم ميرزا محمد خان قزوينى بر كتاب لباب الالباب ص : يح - يط
( 3 ) - لباب الالباب چاپ ليدن ص 19 - 21