تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
زبان درى يا پارسى يا پارسى درى ، يعنى حد وسط لهجه‌هاى مشرق ( على الخصوص شهرهاى خراسان و پاره‌يى از بلاد ماوراء النهر ) و وجه مشترك همهء آنها ، بعد از آنكه حكومت‌هاى مستقل ايرانى در خراسان و ماوراء النهر بوجود آمد ، به تفصيلى كه خواهيم ديد ، جنبهء دربارى و ادارى يافت و زبان شعر و نثر آن نواحى شد و اندك‌اندك شاعران و نويسندگانى بدين زبان شروع بشاعرى و نويسندگى كردند و چندى نگذشت كه استادان مسلّمى مانند رودكى و دقيقى و فردوسى و كسائى و ديگران در قرن چهارم ظهور كردند و بدين لهجه آثار گرانبها پديد آوردند و كتاب‌هاى بزرگ بنثر در همين لهجه پرداختند و منتشر شد و بعد از آنكه در نواحى ديگر ايران شاعران و نويسندگانى خواستند بپارسى شعر گويند و كتاب بنويسند از همين لهجهء آماده و مهيا كه صورت يك زبان رسمى يافته بود استفاده كردند و با مطالعهء دواوين و كتبى كه بدان لهجه فراهم آمده بود خود را آمادهء گويندگى و نويسندگى بدان لهجه ساختند . پيداست كه لهجهء درى بعد از آنكه بعنوان يك لهجهء رسمى سياسى و ادبى در همهء ايران انتشار يافت به همان وضع اصلى و ابتدائى خود باقى نماند و شعراى نواحى مركز و مغرب و شمال و جنوب ايران هريك مقدارى از مفردات و تركيبات لهجات محلى خود را در آن وارد كردند و از طرفى ديگر بنا بعلل و جهاتى كه خواهيم ديد تأثير زبان عربى در آن به همان نحو كه از آغاز غلبهء اسلام شروع شده بود ، ادامه يافت و بتدريج بسيارى از تركيبات و مفردات و برخى از اصول صرف و اشتقاق زبان عربى در آن راه جست و لهجه‌يى كه در قرون متأخّر معمول شده است از اين راه پديد آمد .

4 - آغاز ادب فارسى

با مطالعهء صحايف پيشين و دقت در متون تواريخ و آثارى كه از ادوار پيش از اسلام بما رسيده است سابقهء ادبى قوم ايرانى كاملا روشن و آشكار مىشود ؛ و نيز اين نكته بتحقيق پيوسته است كه ايرانيان با سقوط حكومت ساسانى و از دست دادن استقلال خويش دست از ادامهء فعاليت علمى خود نكشيدند و چنان كه ديده‌ايم در نخستين قرن هاى هجرى چه بلهجه‌هاى پهلوى و سغدى و خوارزمى و چه به زبان عربى ، آثار فراوان