تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
فارس نيست بلكه در اينجا از « فارسية » مراد ايرانى است در مقابل عربى . و راجع به لسان اهل قومس و جرجان چنين نوشته‌اند « 1 » : « زبان قومس و جرجان نزديك به يكديگر است و در زبانشان ها به كار مىبرند و ميگويند هاده و ها كن ( يعنى بده و بكن ) و اين زبان را حلاوتى است » همين دو كلمه كه المقدسى بعنوان نمونه ذكر كرده اكنون هم در لهجهء پاره‌يى از نواحى قومس ( ناحيهء سمنان و دامغان و شاهرود ) مستعمل است و مثلا در شهميرزاد « هاده » يعنى بده و « هاكون » يعنى بكن و اين « ها » كه نوشته است در لهجهء اهل قومس معمول است اكنون نيز در لهجات آن سامان پيش از مصادر و افعال بجاى « ب » ميآيد مثل : هاگيتن ( - بمعنى گرفتن ) و هاگير ( - بگير ) و غيره در لهجهء سمنانى و هاگتن ( - گرفتن ) و هاگته ( - گرفته است ) در لهجهء شهميرزادى و امثال آنها . وجود همين تشابه در لهجهء محلى امروز سمنان و اطراف آن با لهجهء قديم مىرساند كه لهجهء محلى مذكور در اصل و اساس تغيير كلّى نكرده و همانست كه در آنروزگار معمول و متداول بوده است و همين وضع را با اندك تحقيق در ساير لهجات محلى ايران نيز ميتوان يافت . المقدسى راجع به لهجهء طبرستان هم نوشته است « 2 » كه به زبان اهل قومس و جرجان نزديك است . اين تشابه البته ميان بعضى از لهجات محلى قومس يعنى قراء شمال شرقى سمنان و لهجهء گرگان با لهجهء طبرستانى موجودست نه در لهجهء سمنان و قراء و قصبات جنوبى آن . در بلاد جبال يعنى نواحى كوهستانى شمال غربى عراق عجم لهجات مختلف ايرانى متداول بود منتهى اختصاصاتى در لهجهء هرناحيه نسبت بساير نواحى وجود داشت چنان كه امروز هم وجود دارد « 3 » . لهجهء كرمان چنان كه معهودست بلهجهء خراسانى نزديك بود « 4 » و در باب لهجهء خراسان و ماوراء النهر كه منشاء زبان رسمى و ادبى ايران در عهد اسلامى است بعد از
هامش
( 1 ) - احسن التقاسيم ص 368 ( 2 ) - ايضا ص 368 ( 3 ) - ايضا ص 398 ( 4 ) - مسالك الممالك ص 167 ، احسن التقاسيم ص 47