لهجهء باستانى خوارزم يعنى آنكه پيش از اسلام متداول بوده بخطى كه مانند خط سغدى و ساير خطوط آسياى مركزى از خط آرامى گرفته شده بود ، نوشته ميشد .
ليكن اين لهجه در دورهء اسلامى با خط عربى نوشته شده و در آن بتدريج لغاتى از زبان عربى و فارسى درى هم راه جسته است . لهجهء خوارزمى از ميان لهجات ايرانى بيشتر بلهجهء سغدى نزديكى و ارتباط داشته است .
از لهجهء باستانى خوارزمى و همچنين از لهجهء خوارزمى جديد آثارى در دست است و آنچه از لهجهء جديد خوارزمى يعنى از ادبيات لهجهء خوارزمى دورهء اسلامى به خط عربى در دست داريم اينها را ميتوان ذكر كرد :
1 - در كتاب يتيمة الدهر فى فتاوى اهل العصر تأليف محمود الترجمانى الملكى الخوارزمى ( م . 645 ) مقدارى جملات خوارزمى آمده است كه آقاى زكى وليدى طغان آنها را جداگانه طبع كرده است « 1 » .
2 - قنية المنية تأليف المختار الزاهدى ( م . 658 ) كه در حدود قرن هشتم رسالهيى در شرح الفاظ آن بدست كمال الدين عمادى جرجانى نوشته شد . از اين هر دو كتاب هم نسخى در دست است .
3 - ترجمهء خوارزمى مقدمة الادب زمخشرى . كه مهمترين كتاب موجود به زبان خوارزمى است « 2 » .
ابو ريحان بيرونى در كتاب الآثار الباقيهء خود اسامى شهور و ايام و منازل قمر را بلهجهء خوارزمى آورده است « 3 » .
زبان خوارزمى پس از تسلّط قبايل ترك و سكونت آن اقوام در سرزمين خوارزم اندكاندك ضعيف شد ليكن تا حدود قرن هشتم هنوز فهميده ميشد « 4 » . در باب اين لهجه
هامش
( 1 ) - مجلهءIslamiRaج 3 ، 1927 ص 195 ببعد
( 2 ) - اين كتاب را هم آقاى زكى وليدى طغان با چاپ عكسى بسال 1951 طبع كرد .
( 3 ) - الآثار الباقية ص 47 - 48 و 70 و 236 - 241
( 4 ) - دربارهء زبان خوارزمى رجوع شود به دو مقالهء آقاى دكتر يارشاطر : مجلهء مهر شمارهء ديماه 1331 و مجلهء دانشكدهء ادبيات شمارهء 2 سال اول ( ديماه 1333 )