تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
و آثار مكشوفهء آن تحقيقات ممتّعى بوسيلهء زبانشاسنان صورت گرفته است « 1 » . لهجهء ديگر ايرانى كه در قرون اول هجرت متداول بود لهجهء تخارى است كه در تخارستان يعنى ولايت ميان بلخ و بدخشان تكلّم ميشده و بنابر آنچه از اشارات محققان قديم برميآيد از شعب لهجات ايرانى و بلهجهء بلخى نزديك بوده است « 2 » . لهجات ديگر ايرانى مانند لهجهء طبرى و لهجهء كردى و آذرى و خوزى و فارسى ( منسوب بولايت فارس ) و رازى و جز آن‌ها هم در اين دوره متداول بوده و بعض آنها در اين سه قرن و قرنهاى بعد آثار مكتوب داشته است و پيداست تمام لهجاتى كه در روزگاران بعد برجاى مانده طبعا در آن ايام نيز متداول و وسيلهء تخاطب بوده است و اين نكته از اشارات كتب جغرافيايى كه در قرن‌هاى نخستين هجرى تأليف شده است بوضوح و صراحت تمام برميآيد . در اين كتب از قبيل صورة الارض تأليف ابو القاسم ابن حوقل و احسن التقاسيم تأليف شمس الدين ابو عبد اللّه محمد بن احمد المقدسى و مسالك الممالك تأليف ابو اسحق ابراهيم بن محمد الاصطخرى كه معوّل است بر كتاب صورة الاقاليم تأليف ابو زيد احمد بن سهل البلخى دانشمند معروف قرن سوم و چهارم ، هرجا كه از زبان نواحى مختلف ايران سخن رفته براى آنها لهجات فارسى ( ايرانى ) خاص كه بعضى ببعض ديگر نزديك بوده است ، ذكر كرده‌اند مثلا راجع به لهجهء خوزى نوشته‌اند « 3 » كه مردم خوزستان با لهجه‌يى از فارسى صحبت ميكرده و آن را با عربى ميآميخته‌اند مثلا ميگفتند : « اين كتاب وصلا كن » ، « اين كار قطعا كن » و دربارهء زبان ارّان چنين گفته‌اند « 4 » كه مردم ارّان به زبان ارّانى سخن ميگويند و فارسى آن مفهوم و از حيث حروف نزديك به زبان خراسانيست . و در باب لهجهء آذربايجان نوشته‌اند فارسى است و البته مراد از اين لهجهء « فارسية » لهجهء خراسانى يا لهجهء متداول در
هامش
( 1 ) - هنينگ ؛ تتبعات ايرانى ص 35 ( 2 ) - الآثار الباقيه ص 222 - احسن التقاسيم فى معرفة الاقاليم تأليف شمس الدين ابو عبد اللّه محمد المقدسى چاپ ليدن ، 1906 ص 335 ( 3 ) - صورة الارض ص 254 ، مسالك الممالك ص 91 ، احسن التقاسيم ص 418 ( 4 ) - احسن التقاسيم ص 378 ( 5 ) - صورة الارض ص 348
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 144 | ذبيح الله صفا