و شهرهاى رى و اصفهان و قومس و طبرستان و خراسان و سجستان و كرمان و مكران و قزوين و ديلم و طالقان از شهرهاى پهلويان نيست . اما لغت فارسى زبانى بوده است كه موبدان و منسوبان آنان بدان لغت تكلّم ميكردهاند و آن زبان مردم فارس است .
زبان درى زبان شهرهاى مداين است و مردمى كه بر درگاه شاه بودند بدان زبان سخن ميگفتند و آن زبان خاص مردم دربار بود و لغات مشرق و اهل بلخ در آن غلبه داشت ، اما لغت خوزى زبان مردم خوزستان است و پادشاهان در خلوتها با بزرگان كشور بدان زبان سخن ميگفتند و هنگام فراغت و استحمام و شستوشو هم بدين زبان تكلّم ميكردند » .
البته آنچه در اين دو قول نقل شده همهء لهجات ايرانى در عهد ساسانى و اوايل دورهء اسلامى نيست و لهجات و لغات ديگرى هم در آن روزگار در ايران شهرت داشته و حتى برخى از آنها داراى ادبيات مكتوب بوده است . از اين ميان يكى لهجهء سغدى است منسوب بناحيهء سغد در ماوراء النهر . دايرهء رواج اين لهجه بر اثر قدرت سلاطين سغد و توسعهء مستملكات آنان گاه در همهء آسياى مركزى تا سرحدات چين امتداد مىيافت . از اين لهجه آثار مكتوب بسيار در دست است كه قسمت بزرگى از آنها بطبع رسيده و دستور و فرهنگ آن تنظيم يافته است و بيشتر آنها بين قرن هفتم و قرن نهم ميلادى يعنى سه قرن اول هجرى پديد آمده است . خط سغدى با خط پهلوى از يك ريشه و از منشاء خطوط الفبايى سامى است . از ميان محققان قديم كسى كه به بعضى از كلمات و مخصوصا تقويم سغدى و اسامى شهور و ايام در آن اشاره كرده ابو ريحان بيرونى است « 1 » .
لهجهء معروف ديگر ايرانى كه در سه قرن اول هجرى و چند قرن بعد معمول بوده لهجهء خوارزمى است كه آن هم مانند لهجهء سغدى از شعب زبان ايرانى بوده است .
هامش
( 1 ) - رجوع شود به الآثار الباقية چاپ لايپزيگ ص 46 و 240 و 233 - 235
براى اطلاع از مجموعههاى متون سغدى و تحقيقاتى كه راجع به اين لهجه شده است رجوع شود به :Bibliographie of important studies on old Iranian Subject by Henning .34 -Teheran , I 950 , p . 3 I