منجم ، احمد بن يحيى بن جابر البلاذرى ، اسحق بن على بن سليمان ، اسحق بن يزيد ، محمد بن جهم البرمكى ، هشام بن القاسم اصفهانى ، موسى بن عيسى الكسروى ، زادويه پسر شاهويهء اصفهانى ، محمد بن بهرام بن مطيار اصفهانى ، بهرام پسر مردانشاه ، عمر بن فرخان طبرى ، على بن عبيدة الريحانى ، بهرام هروى مجوسى ، بهرام پسر مهران اصفهانى « 1 » . اينان غير از كسانى هستند كه از متون سريانى يا هندى براى ترجمه استفاده ميكرده و كتبى به عربى درميآوردهاند و همچنين غير از كسانى هستند كه كتب مانى و مانويه را به عربى نقل كردهاند ، و نيز بسيارى از كتب پهلوى بود كه به عربى درآمد و نام مترجم آنها در كتب مربوط ثبت نشد .
در همان حال كه ايرانيان بنقل بسيارى از كتب پهلوى به عربى سرگرم بودند ، گروهى از علماى زرتشتى تأليف كتب را بلهجه و خط پهلوى ادامه ميدادند . كتب پهلوى كه در سه قرن اول هجرى نوشته شده و بسيارى از آنها اكنون نيز باقى مانده است يا ترجمه و تفسير نسكهاى اوستا و يا كتبى است كه در مسائل مختلف اخلاقى و دينى و تاريخى و جغرافيايى و ادبى نوشته شده و غالب آنها متعلق بقرون هفتم و هشتم و نهم ميلادى و از آن جمله است :
1 - دينكرت « 2 » كه مهمترين و مفصلترين كتاب پهلوى است كه اكنون در دست داريم . اين كتاب اصلا در نه مجلّد بود ليكن اكنون از مجلّدات نهگانهء آن دو مجلّد اول در دست نيست . نام اصلى اين كتاب « زندآكاسيه » « 3 » بود ولى در ادبيات پهلوى بدينكرت مشهورست . مجموع كلمات اين كتاب را وست « 4 » بتقريب 169000 دانسته است .
زندآكاسيه اصلا بدست آتور فرنبغ فرّخزاتان ( آذرفرنبغ پسر فرخزاد ) تدوين شد و اين مرد همانست كه در حضور مأمون خليفهء عباسى با مردى بنام « اباليش » مناظره كرد . بدينترتيب آذرفرنبغ در قرن دوم و سوم هجرى ميزيست و كتاب او نيز متعلق
هامش
( 1 ) - رجوع شود به الفهرست ابن النديم ص 341 - 342 و 439 و 164
( 2 ) -Den - Kart( 3 ) -Zand - aRasih( 4 ) -W . Westدر مقالهء: Pahlavi Literatureدر ص 91 مجلد دوم ازGrundriss der lranischen philologie .