داستان دارا و بت زرين ، كتاب زاد انفرخ در تأديب پسرش ، عهد كسرى بپسرش هرمز و پاسخ هرمز بدان ، عهد اردشير بپسرش شاپور ، كتاب موبدان موبد در حكم و جوامع و آداب ، كتاب مزدك ، كتاب التاج در سيرت انوشروان ، كتاب سيرت اردشير ، كتاب بنيان دخت ، كتاب بهرام دخت ، كتاب زجر الفرس ، كتاب الفال ، كتاب الاختلاج ، آيين تيراندازى از بهرام گور يا بهرام چوبين ، آيين چوگان زدن ، كتاب ستور پزشكى ( بيطره ) ، زيج شهريار ، كارنامهء انوشروان ، داستان شهر براز با اپرويژ ، لهراسپنامه ، كتاب جاماسپ در كيميا ، گزارش شطرنج ، نامهء تنسر ، داستان خسرو و شيرين و بسيارى از كتب ديگر در مسائل مختلف از قبيل منطق و حكمت و رياضيات و فلاحت و تاريخ و ادب و قصص و حكايات و امثال و حكم و جز آنها .
از كتب مانويه نيز عدهء زيادى به زبان عربى نقل شده بود . ابن النديم « 1 » از كتب مانى هفت كتاب و از رسالات مانويه هفتاد و پنج رساله ذكر كرده است . اين نكته مسلم است كه از اين كتب و رسالات اگر همه به عربى ترجمه نشده باشد قسمت بزرگى بدين زبان درآمده و در قرن چهارم و پنجم شهرت داشته است چنان كه دانشمندان بزرگى مانند محمد بن زكرياى رازى در اواخر قرن سوم و اوايل قرن چهارم و ابو ريحان بيرونى در قرن چهارم و پنجم آن كتب را مطالعه كردهاند و ابو ريحان از جملهء اين كتب فرقماطيا ، سفر الجبابرة ، كنز الاحياء ، صبح اليقين ، التأسيس ، الانجيل ، شاپورگان ، سفر الاسرار را ديده و در تملك خود داشته است « 2 » . بنابر نقل ابن النديم از كتب مانى بعضى به پهلوى و برخى بسريانى بوده است .
ناقلان كتب پهلوى
از ناقلان كتب مانوى اطلاعى نداريم ليكن از مشاهير مترجمانى كه كتب پهلوى را به عربى درآوردهاند و نام آنان در شمار مترجمان و ناقلان كتب به عربى ذكر شده است اينان را ياد ميتوان كرد :
جبلة بن سالم ، ابن المقفع ، نوبخت منجم و فرزندان او ، موسى بن خالد ، يوسف بن خالد ، ابو الحسن على بن زياد تميمى ناقل زيج شهريار ، حسن بن سهل
هامش
( 1 ) - الفهرست ص 470 - 471
( 2 ) - رسالة للبيرونى فى فهرست كتب محمد بن زكرياء الرازى چاپ پاريس 1936 ص 3 - 4