تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥

علوم لسانى

مهمترين علوم كه با تكميل و توسعهء علم روايت بمراحلى از كمال رسيده علوم لسانى عربى است يعنى صرف و اشتقاق و نحو و لغت . در تمام دورهء جاهليت و مدتى از اوايل عهد اسلامى عرب احساس حاجتى بتحقيق و تدوين علم نحو و لغت و صرف و اشتقاق نميكرد اما در دورهء اسلامى بجهاتى كه ذكر مىشود حاجت مسلمانان بآموختن قواعد زبان عربى و تدوين آن قواعد آشكار شد و اهمّ اين علل و اسباب عبارتست از : 1 - حاجت مسلمانان غير عرب بفراگرفتن زبان عربى براى درك معانى قرآن و احاديث و اخبار . 2 - حاجت عده‌يى از افراد ملل غير عرب خاصه ايرانيان بدانستن زبان عربى براى ورود در خدمات سياسى و ديوانى و علمى و اجتماعى در نزد خلفا و امرا و حكّام و رجال ديگر . 3 - انتقال تازيان بشهرها و توقف در آنها و درآميختن آنان با ملل غير عرب و شيوع لحن در ميان ايشان و قراءت غلط آيات و احكام و اشعار و نظاير اين امور . به همين جهات و اسبابى از اين قبيل توجّه مسلمين باستخراج و تدوين قواعد علم نحو آغاز شد و عقلا بايست آغازكنندگان اين علم ايرانيان يا سريانىزبانان بوده باشند . با اينحال در باب واضع علم نحو اختلاف بسيارست . بعضى واضع حقيقى آن را على بن ابيطالب عليه السلام ميدانند و ميگويند او برخى از قواعد نحو را به « ابى الاسود الدؤلى » آموخت . بعضى ديگر گفته‌اند كه واضع علم نحو نصر بن عاصم الدؤلى و بروايتى نصر بن عاصم الليثى بوده است و برخى عبد الرحمن بن هرمزان را مبتكر اين علم دانسته‌اند . از نقل همين روايات معلوم مىشود كه مؤلفان قديم در باب واضع علم نحو اختلاف داشته‌اند و بهرحال اين نكته مسلم است كه علم نحو در عراق ايجاد شده است و واضعين آن خواه عرب و خواه غير عرب تحت تأثير كتب ادبى سريانى و پهلوى و يونانى قرار داشته‌اند . علم نحو در آغاز امر بسيار ساده و تنها منحصر به اعراب اواخر كلمات بوده است بدون ذكر علل آنها و يا تدوين و توضيح مطالب آن اعراب در آغاز كار با نقطه معلوم
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 125 | ذبيح الله صفا