ميشد بدين معنى كه علامت نصب را با نقطهيى بر بالاى حرف منصوب و علامت جرّ را با نقطهيى در زير حرف و رفع را با نقطهيى در پهلوى آن نشان ميدادند و على الظّاهر اين رسم را از سريانيان آموخته بودند .
بحث در قواعد علم نحو در اوايل كار مقصور بود بمباحثى از قبيل حرف و اسم و فعل ، و فاعل و مفعول و مضاف اليه ( رفع و نصب و جر ) ، و تدريس آن در مساجد بصره و كوفه بيشتر بطريق املاء و همراه مطالب ديگر ادب و علم روايت صورت ميگرفت و پيوسته ميان علماء بصره و كوفه در تلقى قواعد نحو اختلاف بود . از مشاهير علماء بصره كه در اشتغال بعلم نحو و تهذيب و تشريح و استخراج قواعد آن سمت تقدّم داشتهاند اين دانشمندان را نام ميبريم :
ابو عمرو بن العلاء ( م . 154 ) و شاگرد او خليل بن احمد بصرى ( 100 - 170 ) و شاگرد او سيبويه فارسى ( ابو بشر عمرو بن عثمان مولى بنى الحارث م . 183 ) بزرگترين عالم نحو و صاحب اولين كتاب بزرگ و جامع در علم نحو كه به الكتاب معروفست ، و شاگرد او اخفش ( ابو الحسن سعيد بن مسعدة ) از موالى خوارزم و شارح كتاب سيبويه و مؤلف چندين كتاب در علم نحو و اشتقاق و ادب و ابو اسحق ابراهيم بن محمد الزجّاج ( م . 310 ) .
از مشاهير علماى كوفه ابو مسلم معاذ بن مسلم الهرّاء از موالى واضع علم صرف و اقدم نحاة كوفه ( م . 187 ) ، و ابو جعفر محمد بن الحسن الرّؤّاسىّ از مؤلفين بزرگ كوفيين ، و شاگرد او كسائى فارسى ( على بن حمزه م . 189 ) معلّم فرزندان هارون و صاحب تأليفات متعدد در نحو و ادب ، و شاگرد او فرّاء ( ابو زكريا يحيى بن زياد ) از موالى بنى منقر ( م . 207 ) كه مانند كسائى ببغداد منتقل شده و بيشتر در آنجا سكونت داشته و معلّم اولاد مأمون بوده و كتبى در نحو و لغت و قرآن داشته است .
بعد از اشتهار بغداد بمركزيت علوم يعنى در عهد هارون و مأمون گروهى از مشاهير نحويان بصره و كوفه بدانشهر رفتند و در آنجا بادامهء تعليمات خود در نحو و اشتقاق پرداختند و بر اثر اين امر دو مذهب بصرى و كوفى در آنشهر باهم امتزاج يافت و از آن مذهب نحوى جديدى پديد آمد .
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 126
مساهمون: ذبيح الله صفا
ص١٢٦