تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
چنان كه با مطالعه در اسامى نحاة بزرگى كه ياد كرده‌ايم معلوم مىشود ، بزرگان نحو غالبا از موالى ايرانى بوده و يا از تازيانى هستند كه در محيط ايرانى بصره و كوفه كه نزد جغرافيانويسان به « ماه بصره » و « ماه كوفه » معروف بوده است ، تربيت شدند . شمارهء علماى نحو و اشتقاق و مؤلفات آنان در سه قرن اول بسيارست و چون خلفا و رجال به اين قوم ، از باب حاجتى كه بدانان براى تعليم اولاد خود داشتند ، توجّه فراوان ميكردند علاقهء عامه به اين علم فراوان و شمارهء علماى اين علم بسيار بود . علم لغت از جملهء علوم لسانى است كه در عرض علم نحو و اشتقاق توسعه و تكامل مىيافت . مراد از علم اللغة تحقيق در مفردات الفاظ از حيث معانى و اصول و وجوه اشتقاق آنهاست . از همان موقع كه روات شروع بگردآوردن اخبار و اشعار و امثال عرب كردند جمع كردن لغات مختلف نيز آغاز شد و در موضوعات خاصى از قبيل اسماء وحوش ، خلق انسان ، الابل ، الخيل ، النبات ، الشجر و امثال آنها رسالات كوچكى بوسيلهء روات بزرگ مانند اصمعى و ابو زيد انصارى و قاسم بن سلّام و جز آنان تأليف شد . اين روات مفرداتى را كه از اعراب بدوى شنيدند با ذكر معانى آنها دسته‌بندى و جمع و نقل كردند . هريك از كتب در حقيقت عبارت بود از مجموعهء لغاتى در اسماء حيوانات و اعضاء آنها و انسان و اسامى اعضاء و احوال او و در انواع نخل و گياهان و درختان و افعال و اسماء هريك در هرمورد . اين لغات و مفردات با زحمات فراوان در باديه و يا از طريق سؤال از فصحاء وافدين ببصره و كوفه جمع گرديد و آنها را در كتب خاصى بدون رعايت ترتيب حروف معجم گردآوردند . اين كتابها اساس تأليف كتب لغت بزرگى شد كه بعد از اين تاريخ مىبينيم بدين معنى كه اگرچه كتب لغت را لغويان با همان روش راويان با گردش در باديه جمع كردند ليكن اولا از اين كتب در جمع لغت سرمشق گرفتند و ثانيا از آنها كمال استفاده را كردند . نخستين كسى كه بدين‌كار يعنى تأليف كتابى به مقصود جمع همهء لغات زبان عرب به ترتيب حروف معجم شروع كرد ابو عبد الرحمن خليل بن احمد فراهيدى ازدى بصرى است ( م . 170 ) كه استاد سيبويه بود . وى از علماء بزرگ علوم لسانى و ادبى