تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 123

مساهمون:

ص١٢٣
عده‌يى بحفظ مطالب مختلف از فرهنگ عرب و نقل و روايت آنها مبادرت كردند ، آنانرا راوى و راويه گفتند و كار اين دسته خود بابى از ادب و منشاء علوم مختلف لسانى و ادبى عرب گرديد زيرا از اينطريق اشعار و امثال و لغات و اخبار عرب اخذ و در كتب مختلف تدوين شد و مورد استفادهء علماى لغت و صرف و نحو و ادب قرار گرفت . روات در هرچه روايت ميكردند سلسلهء روايت خود را محفوظ ميداشتند و سعى ميكردند روايت آنان از اعراب بدوى مانند قيس و تميم و هذيل و كنانه و امثال آنها باشد و از اعراب شهر يا نزديك شهر چيزى روايت نميكردند زيرا زبان آنها فاسد شده بود . رحلات هريك از روات بباديه ممكن بود چندبار صورت گيرد و گاهى چند سال در باديه بسر برند و در مواسم حج براى استفاده از قبايل مختلف حاضر شوند . آنچه براى روات در اين سفرها يا در نتيجهء ملاقات بدويان در بصره و ديگر جايها فراهم مىگشت ، بعد از آنكه تدوين كتب در ميان مسلمانان معمول شد ، در كتب گرد ميآمد و از اين راه كتب متعددى در مسائل گوناگون لسانى و ادبى بوسيلهء روات فراهم شد و بعد در تدوين علوم لغت و صرف و نحو و ساير علوم ادبى مورد استفاده قرار گرفت . در صدر دولت عباسى بر اثر توجهى كه از طرف خلفا و بزرگان و مردم نسبت بروات ميشد اين علم رونق بسيار داشت و على الخصوص نخستين خلفاى عباسى مال فراوان در اين راه صرف ميكردند و همين امر باعث شد كه عده‌يى از روات وضّاع براى ترويج بازار هنر خود پديد آيند و اشعار مجعول و موضوعى را باسم شعراى جاهلى يا اعراب باديه روايت كنند . در عصر اول عباسى از ميان روات عده‌يى در روايت اشعار و دسته‌يى در روايت لغات يا امثال و اخبار عرب و نظاير اين مطالب شهرت يافتند كه مشهورترين آنها عبارتند از : 1 - ابو القاسم حمّاد بن شاپور ديلمى مشهور به حمّاد الراوية از موالى بنى بكر بن وائل ( م . 155 هجرى ) . وى از متهمين بزندقه و اعلم ناس در ايام و اشعار و اخبار و انساب عرب بوده و معلّقات سبع را گرد آورده است . 2 - ابو محرز خلف بن حيّان فرغانى معروف بخلف الاحمر مولى بلال بن