و مبتكر علم عروض و واضع كتب معجم در علم لغت است . خليل مفردات لغت را به ترتيب حروف معجم در كتاب خود گردآورد و در ترتيب حروف هم مخارج آنها را مناط اعتبار قرار داد و نخست از حروف حلق آغاز نمود و از حروف حلق به آنكه مخرج آن از همه دنبالتر است يعنى عين ابتدا كرد « 1 » و به همين سبب اثر او به « كتاب العين » مشهور شد .
ازين كتاب قسمتهايى در بعض كتب مانند كتاب النحو سيبويه و المزهر سيوطى نقل شده و جز آن قسمتهاى پراگنده چيزى از آن در دست نيست . تأليف اين كتاب مايهء ايجاد نهضتى در تهيهء معاجم گرديد ولى ترقى علم لغت از قرن سوم ببعد و خاصه در قرن چهارم حاصل شد و همواره بزرگترين علماى لغت از قوم ايرانى بودهاند . نام بزرگترين علماى لغت و چگونگى روش آنان در كار خود هنگام بحث در علوم ادبى قرن چهارم مذكور خواهد افتاد .
علوم بلاغت - تحقيق در قواعد فصاحت و بلاغت زبان عربى و بحث و نقد در اشعار و الفاظ از موضوعاتى است كه از نخستين روزگاران تمدن اسلامى آغاز شد منتهى تكامل و ترقى آن بعد از تدوين علوم لسانى صورت گرفت . نخستين بحثهايى كه دربارهء مسائل بلاغى در ادب عربى شده بوسيلهء روات بوده است . از طرفى ديگر تحقيق در دلايل اعجاز قرآن كريم و وجوه امتيازات ادبى آن نيز در آغاز دورهء بنى عباس مورد توجّه مسلمين بود و براى آنكه محققان فن در اين امر از عهدهء مطالعه برآيند دقت در موارد قوّت و ضعف سخنوران عرب نيز آغاز شد و بدينترتيب در قرن دوم و سوم هجرى در كتب ادبى عرب بحثهايى در اين مسائل پديد آمد كه اگرچه كامل نبود ليكن مقدمهيى براى ايجاد سه علم جديد بنام معانى و بيان و بديع در ادب عرب گرديد . از جملهء اين بحثهاست آنچه ابو عبيده معمّر بن مثنّى شاگرد خليل بن احمد در كتاب « مجاز - القرآن » آورد ، و ابى حاتم السجستانى صاحب كتاب الفصاحة و جاحظ بصرى ( م . 255 ) در كتاب اعجاز القرآن و ابو الفرج قدامة بن جعفر ( م . 310 ) در كتاب نقد النثر ( معروف به كتاب البيان ) و كتاب نقد الشعر و ابن قتيبهء دينورى ( م . 276 ) در كتاب الشعر و الشعرا و مبرّد ( م . 285 ) در كتاب الكامل و كتاب البلاغة ضمن ساير
هامش
( 1 ) - بدين نحو : ع ح ه خ غ ق ك ج ش ص ض س ر ط د ت ظ ذ ث ز ل ن ف ب م و ا ى