2 - نقل كتب ادب و تاريخ و قصص و داستانهاى ملّى ايران و حكم و امثال و اخلاق و نظاير اينها به زبان عربى كه بيشتر بدست بزرگترين نويسندهء اسلامى روزبه پسر دادويه ( ابن المقفع ) صورت گرفت و بعد از او نيز مدتها ادامه داشت و چون اين امر بوسيلهء گروهى از افاضل زمان انجام ميشد طبعا مايهء ايجاد نهضت ادبى عظيمى در ميان مسلمين گرديد و آنانرا متوجه فنون مختلف ادب على الخصوص انشاء كرد .
3 - ورود قسمت بزرگى از لغات ايرانى در زبان عربى . اين امر از طرق مختلفى صورت گرفت مانند ترجمه و نقل كتب پهلوى ، اخذ عدهيى از اصطلاحات علمى و سياسى و لشكرى و ديوانى و فنّى و تجارى و ساير امور و شؤون مدنى ، آموختن بسيارى از لغات متداول در بلاد ايرانى بين النهرين و استعمال آنها در نثر و نظم و امثال اين موارد ، پرداختن ايرانيان بنظم و نثر عربى . بر اثر ورود اين لغات كه شمارهء آنها بسيارست وسعتى در زبان و ادب عربى حاصل شد و اين زبان براى بيان افكار مختلف آماده گشت خاصه كه ورود لغات مزبور به زبان عربى با رعايت قواعد تعريب انجام گرفت .
4 - تأثير زبان و ادب يونانى و سريانى در زبان عربى هم مايهء توسعه و مهيّا شدن آن براى بيان معانى و مفاهيم مختلف علمى و ادبى شد . برخى از مترجمان از سريانى و يونانى ضمن ترجمههاى علمى خود گاه بنقل كتبى در تاريخ و ادب به زبان عربى مبادرت ميكردند و پيداست كه اين امر وسيلهء نفوذ پارهيى از لغات غير علمى يونانى و سريانى در زبان عربى ميشد و اين فايده غير از فايدهييست كه مسلمين از لغات و اصطلاحات علمى آن دو زبان بردند .
5 - آشنايى مسلمانان با علوم ادبى يونانى و سريانى و پهلوى و كيفيت كار در آنها على الخصوص علم نحو سريانى و علوم ادبى و شعرى يونانى و استفاده از تحقيقاتيكه ارسطو و پيروان او در مسائل خطابى و شعرى در جزو علوم منطقى كرده بودند خود وسيلهء بزرگى براى توجه ببحثهاى ادبى و تحقيقات در مسائل لسانى و ادبى گرديد و به همين سبب است كه مىبينيم ترقى علوم ادبى بعد از آشنايى مسلمانان با ادبيّات پهلوى و يونانى و سريانى صورت گرفت و پيش از آن قدم مهمى در اين راه برداشته نشد .
6 - ساير فرهنگهاى قديم مانند فرهنگ هندى و فرهنگ نبطى و رومى و غيره
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 121
مساهمون: ذبيح الله صفا
ص١٢١