تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
هوسپارم نسك « 1 » و نيكاذوم نسك « 2 » از نسكهاى مفقود اوستا و در دينكرت آمده خصوصا قابل توجه است . در كتاب سوم دينكرت رسالهء كوچكى راجع بطب نقل كرده‌اند كه مسلما از يك منبع عهد ساسانى گرفته شده و نويسندهء اين رساله بيمارى جسمانى و روحانى را از يكديگر تميز داده و در برخى از معالجات جسمانى مواظبت‌هاى روحانى را لازم دانسته است « 3 » . برخى از كتب طبى كه به عربى نقل شده از مؤلفات سريانى يا پهلوى علماى ايرانى بوده است و علاوه بر كتب طبى در الفهرست نام كتب متعدد ديگرى كه از پهلوى به عربى درآمده است ياد شده است . از آن جمله است كتبى درباره ، فراست ، فروسيت ، آيين جنگ ، ستور پزشكى ، مرغان شكارى و امراض و معالجات آنها ، تعليم و تربيت كودكان و امثال اينها « 4 » . از ميان كتبى كه از پهلوى به عربى نقل شده بود كتابى را در كشاورزى مىيابيم كه اصلا از يونانى به پهلوى ترجمه و « ورزنامه » خوانده شده و سپس بنام « الفلاحة الرومية » به عربى درآمده بود و نسخهء عربى آن موجودست . اضافه كردن اين نكته در اينجا بىفايده نيست كه علاوه بر استفاده از دانشهاى يونانى ، ايرانيان از اطلاعات علمى هندوان نيز فوايدى خاصه در علم طب بردند چنان كه در ذكر بيمارستان گندشاپور آورده‌ايم ، براى آميزش طب ايرانى و هندى پزشكانى از هندوستان دعوت شده و در آنجا باقى مانده بودند و از جملهء اين طبيبان در عهد بنى عباس كسانى مانند كنكه « 5 » و ابن دهن شهرت يافته و مباشر نقل برخى از كتب طبى هند بوده‌اند . بنابر نقل قدما كنكه كتاب معروف شاناق « 6 » هندى را بنام « كتاب السموم » به يارى ابو حاتم بلخى از هندى به پهلوى ترجمه كرد و بعدها اين كتاب بدست عباس بن -
هامش
( 1 ) -Husparam NasR( 2 ) -NiRadhum NasR( 3 ) - راجع به اين اشارات و وسايل و اطلاعات و نظرها و مقررات طبى كه در ايران قديم وجود داشت رجوع شود ببخش اول از كتاب تاريخ مختصر طب و بيمارستانها در ايران تأليف نگارندهء اين اوراق . ( 4 ) - رجوع شود به الفهرست س 436 - 438 ( 5 ) -KanaRa( 6 ) - چاناكياcanaRyaطبيب بزرگ وزير معروف چاندرا گوپتاcandraguptaامپراطور هندوستان كه در حدود 321 الى 298 سلطنت ميكرده است .