تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤
منجمين بوده است . ديگر ربّن الطبرى كه از علماء و كتّاب مرو و از جملهء مترجمان عاليمقام كتب رياضى و پدر على بن ربّن دانشمند و طبيب معروف قرن سوم بوده است . با توجه به اين مقدمات مسلم مىشود كه در آغاز تمدن اسلامى ترجمه‌هاى متعددى از كتب فلسفى و علمى و يونانى به پهلوى موجود بود . بعضى از اين ترجمه‌ها را ابن المقفع يا پسر او محمد به عربى نقل كردند و از آن جمله است قاطيغورياس و بارى ارمينياس و انالوطيقاى ارسطو و ايساغوجى فرفوريوس . در اينجا بايد يادآور شويم كه در ايران دورهء ساسانى برياضيات و نجوم توجه بسيار ميشده است . وجود زيجهايى از قبيل زيج شهريار ( زيگ شتريار ) ، و مراصدى كه مورد تقليد گروه بزرگى از منجمين اسلامى قرار گرفته است ، و پيشرفت خارق - العادهء ايرانيان اوايل تمدن اسلامى در رياضيات و نجوم و هيئت ، و ترجمهء كتابهايى در باب رياضيات و نجوم دليل بارز ترقيات ايرانيان عهد ساسانى در علوم رياضى است . صاعد اندلسى در طبقات الامم گويد : از خصائص مردم ايران توجه آنانست بطب و احكام نجوم و علم تأثير كواكب در دنياى فرودين و آنانرا در باب حركات كواكب ارصاد قديم بوده و مذاهب مختلف در فلكيات داشته‌اند و يكى از آنها طريقه‌ييست كه ابو معشر جعفر بن محمد بلخى زيج خود را بر آن ترتيب داد و در آن زيج گفت كه آن مذهب علماء متقدم ايران و ساير نواحى است . . . ابو معشر مذهب ايرانيان را در تنظيم ادوار عالم ستوده و گفته است كه اهل حساب از ايران و بابل و هند و چين و اكثر امم كه معرفت به احكام نجوم دارند متفقند كه درست‌ترين ادوار دورى است كه ايرانيان تنظيم كرده و « سنى العالم » ناميده‌اند و علماء عهد ما آن را « سنى اهل فارس » ميگويند . صاعد اندلسى دنبال اين مطلب ميگويد : ايرانيان كتب مهمى در احكام نجوم داشته‌اند و يكى از آنها كتابى در صور درجات فلك منسوب به زردشت و ديگر كتاب جاماسب است « 1 » ؛ و بهرحال اطلاع نجومى ايرانيان تحت تأثير عقايد چينيان و كلدانيان و يونانيان با افزايش اين تأثيرات بر اطلاعات اصلى اين قوم در اواخر عهد ساسانى كمال
هامش
( 1 ) - ترجمهء فارسى اين كتاب موجود است ( فهرست كتابخانهء مجلس ج 2 ص 92 - 93 )