تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 102

مساهمون:

ص١٠٢
جنديسابور جورجيس پسر بختيشوع را بخواند . . . » در بيمارستان گندشاپور عده‌يى از اطباء هندى ميزيستند كه بتعليم اصول طب هندى اشتغال داشتند و چند كتاب از آثار طبى هند به پهلوى ترجمه شده بود كه بعدا به عربى درآمد « 1 » و در طب اسلامى از اين آميزش اثر فراوان باقى مانده و از ايران پيش از اسلام بتمدن اسلامى نقل شده است . شهرت بيمارستان و مدرسهء طب گندشاپور محصلين ملل مجاور را هم به آنجا جلب ميكرد و از آن جمله است الحارث بن كلدة الثقفى طبيب معروف عرب « 2 » . اين مدرسه و بيمارستان و شهرت رؤساى آن تا مدتى از دورهء اسلامى هم با قوت سابق باقى ماند چنان كه چون ابو جعفر منصور دوانيقى در سال 148 به بيمارى معده گرفتار شد و طبيبان درگاه در علاج او فروماندند ويرا برئيس بيمارستان مذكور يعنى جورجيس پسر بختشيوع راهبرى كردند . جورجيس با واگذاشتن رياست بيمارستان بپسر خود بختشيوع به خدمت خليفه درآمد و پس از معالجت منصور نزد وى تقرّب يافت و باصرار خليفه چندى در بغداد بماند . وى از دوستداران تأليف و ترجمه بود و چون يونانى و پهلوى و سريانى و عربى نيك ميدانست چندين كتاب در طب از زبانهاى مذكور به عربى درآورد . ديگر از مشاهير اطباى گندشاپور كه در آغاز دورهء عباسى در بغداد شهرت داشتند بختيشوع بن جورجيس و عيسى بن شهلافا ( يا شهلا ) و شاپور بن سهل و ماسويه و پسر او يوحنا و عيسى بن چهاربخت ( صهاربخت ) و دهشتك و ميخائيل برادرزادهء وى بوده‌اند « 3 » . حوزهء علمى گندشاپور از قرن سوم هجرى كه بغداد شهرت يافت مقام سابق خود را از دست داد . مجاهداتيكه پيش از خسروانوشروان ( 531 - 579 م . ) شده بود در برابر توجه او به علوم فاقد اهميت است . اين پادشاه كه هم فرمانروايى مدبّر و هم سردارى شجاع بود بحكمت نيز علاقه داشت و از فلسفهء افلاطون و ارسطو آگاه بود و ترجمهء پهلوى كتب اين دو استاد را ميخواند .
هامش
( 1 ) - الفهرست ص 421 ( 2 ) - طبقات الاطبا ج 1 ص 109 ( 3 ) - دكتر احمد عيسى بيك در تاريخ البيمارستانات فى الاسلام ( دمشق 1939 ) ص 63 - 65 صورتى از اين طبيبان با استفاده از جاى جاى طبقات الاطبا و اخبار الحكماء ترتيب داده است .