تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 101

مساهمون:

ص١٠١
ترقى خصوصا در عهد انوشروان بيشتر براى آن حاصل گشت ، چنان كه دانشمندان سريانى زبان ايرانى و علماى هندى و زردشتى در آنجا مشغول كار بودند . توجه اين علماء كمتر بفلسفه و رياضيات و بيشتر بطب بود و اصولا مدرسهء طب گندشاپور و بيمارستان آن در اواخر عهد ساسانى بمراحل عالى شهرت ارتقاء جسته بود . در اين مدرسه از تجارب ملل مختلف يعنى طب ايرانيان و هندوان و يونانيان و اسكندرانيان و علماى سريانى زبان استفاده ميشد ولى همهء آنها را با تصرفاتى قبول كرده بودند چنان كه طب ايرانى بقول قفطى از طب يونانى كاملتر شده بود . قفطى گفته است « 1 » كه اطباى گندشاپور « قوانين علاج را بمقتضاى امزجهء بلاد خود مرتب و مدوّن ميكردند تا آنجا كه در علوم شهرت يافتند و بعضى علاج آنانرا بر يونانيان و هندوان هم برترى ميدادند زيرا ايشان فضايل هرفرقه را گرفتند و بر آنچه قبلا استخراج شده بود چيزى افزودند و دستورها و قوانينى براى آنها ترتيب دادند و كتبى كه حاوى همهء مطالب تازه و نيكو بود پديد آوردند تا آنجا كه در سال بيستم « 2 » از پادشاهى انوشيروان اطباء جنديسابور بامر شاه گرد آمدند و بين آنان پرسشها و پاسخهايى جريان يافت كه ثبت شد و اين امرى مشهورست و واسطهء مجلس جبرائيل درستاباذ « 3 » بود زيرا او طبيب كسرى بود و ديگر السوفسطائى و اصحاب او و يوحنا و جماعتى از اطبا و بين آنان از مسائل و تعريفات بحث‌هايى شد كه اگر خواننده در آنها تأمل كند بر فضل و غزارت علم آنان استدلال خواهد كرد و علماى اين شهر همواره چنين بودند تا آنكه منصور بخلافت رسيد و مدينة السلام را بنا كرد . در اينحال مرضى بر او عارض شد و از علماى
هامش
( 1 ) - اخبار الحكماء ص 93 ( 2 ) - يعنى در سال 550 ميلادى ( 3 ) - درستاباذ - درستبذ( drustbadh drustpat )در وذيست پت( drudhistpat drudhistpadh )يعنى عهده‌دار سلامت . اين كلمه از دو جزء درست( drudhist , drust - )بمعنى سالم ، تندرست ؛ و پت بمعنى رئيس ، صاحب تركيب شده است . درستبذ ( درستاباذ ) عنوان طبيب دربارى پادشاه داشته و معمولا . از پزشكان عيسوى بوده است . رجوع شود به كلمهء :drudhistدر :H . S . Nyberg Hilfsbuch des Pehleui II . Uppsala , I 93 I , p . 59 - 60و راجع بدرستبذ نگاه كنيد به :A . Christensen : L Iran sous les Sassanides , p . 396 , 42 I