يعنى « شهر قباد بهتر از آمد » بوده ، اين شهر را قباد پسر فيروز پدر انوشروان بنا كرد .
ديگر شهر « به از انديو خسره » كه انوشروان بتقليد از انطاكيه ساخت و اسيران انطاكى را در آن شهر جاى داد « 1 » .
محل گنديشاپور در خوزستان واقع در شرق شوش و جنوب شرقى دزفول و شمال غربى شوشتر جاى دهكدهء شاهآباد كنونى بوده است . بانى آن بنابر مشهور شاپور اول ( 241 - 271 ميلادى ) بوده كه از اسيران رومى دستهيى را به كار بناى آن شهر گماشت .
گنديشاپور از همان اوايل امر مركزيت علمى يافت و حتى بنقل بعضى از مورخان شاپور فرمان داد عدهيى از كتب يونانى به پهلوى ترجمه شود و آنها را در شهر مذكور گرد آورند و گويا بفرمان شاپور گنديشاپور مركزيت طب يونانى يافته بود .
در باب بناى گنديشاپور و چگونگى تشكيل مدرسهء طب و بيمارستان مشهور آن و پديد آمدن اطباء بزرگ آن شهر قفطى شرحى تازه و افسانهمانند در اخبار الحكماء دارد « 2 » و در پايان اين داستان ميگويد : « چون دختر قيصر بدانشهر رفت با وى افرادى از صنفهاى مختلف كه به آنان حاجت داشت از اهل بلد او همراه بودند از آن جمله پزشكانى فاضل با وى رفتند و چون در آنشهر با او اقامت گزيدند شروع بتعليم نوآموزان
هامش
( 1 ) - مجمل التواريخ ص 76 .
( 2 ) - خلاصهيى از شرح مذكور براى تتميم فايده در اينجا نقل مىشود :
« اهل جنديسابور از پزشكانند و در ميان آنان در اين فن مردمان حاذقى يافته شوند و اين فن از عهد ساسانيان در آنجا متداول بود و به همين سبب است كه آنان بدين مرتبه از علم رسيدهاند . سبب بناى اين شهر آنست كه شاپور پسر اردشير پس از غلبه بر سوريه و فتح انطاكيه بقيصر پادشاه روم تشبه ميجست و ازو خواست كه دخترش را به عقد وى درآورد . قيصر چنين كرد و پذيرفت كه دختر را نزد شاپور فرستد . شاپور براى او شهرى بر هيأت قسطنطنيه ساخت و آن شهر جنديسابور است و در سير ساسانيان چنين نگاشتهاند كه اين شهر اصلا قريهيى بود متعلق به مردى معروف به « جندا » و شاپور چون اين موضع را براى بناى شهر اختيار كرد فرمان داد كه مالى فراوان به صاحب آن بپردازند ليكن صاحب آن بدين كار رضا نداد مگر آنكه خود آنشهر را بنا كند و شاپور نيز بدان شرط پذيرفت كه با او در بناى شهر شركت ورزد و مردمان ميگفتند كه اين شهر را « جندا » و « سابور » بنا ميكنند به همين سبب آن را جنديسابور گفتند ( اخبار الحكما چاپ مصر سال 1326 قمرى ص 93 )