تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 94

مساهمون:

ص٩٤
نفوذ يافت از همين لهجه بعنوان يك زبان علمى استفاده شد و اندك‌اندك در شعب مختلف علوم كتب متعددى به اين زبان تأليف و يا از زبان يونانى ترجمه شد چنان كه در حدود قرن ششم و هفتم ميلادى ادبيات سريانى از همه حيث غنى بود . دانشمندان سريانى زبان در عين اثبات اصول معتقدات دينى و مذهبى بعلوم يونانى از منطق و رياضيات و طبيعيات و الهيات و نجوم و كيميا و طب سرگرم بوده و بترجمهء كتب معتبر يونانى خاصه آثار ارسطو و افلاطون و افلاطونيان جديد بسريانى توجه بسيار داشته و از كتب پهلوى نيز ترجمه ميكرده‌اند ( مانند كليله و دمنه منقول از سانسكريت و اسكندرنامه منقول از يونانى به پهلوى و سندبادنامه و غيره ) . مدارس سريانى تا مدتى از دورهء اسلامى با رونق پيش از اسلام باقى مانده بود و اين قوم واسطهء نقل علوم يونانى به عربى شده و تقريبا همهء كتب فلاسفه و اطبا و رياضيون و منجمين يونانى و اسكندرانى و سريانى را به عربى ترجمه كرده و يا عامل اين امر بوده‌اند و ازينروى اثر آنان در نقل علوم يونانى بتمدن اسلامى بيش از اقوام ديگر بوده است .

علوم عقلى در ايران پيش از اسلام

علوم يونانى و اسكندرانى با پيشرفت خود در مشرق اندك‌اندك بداخلهء اراضى اصلى ايرانى ، راه جست و در شهرهايى مانند سلوكيه و تيسفون و گنديشاپور و ريواردشير و برخى از بلاد شرقى مراكز علمى مهم و جديدى بوجود آورد . اين نكته را فراموش نميكنيم كه ايرانيان تا اين هنگام يعنى دورهء ساسانى از ترقياتى در علوم جديد برخوردار شده بودند و در موسيقى و رياضيات ، بر اثر ارتباطى كه از مشرق و مغرب با ملل بزرگى مانند هندوان و بابليان و ملل آسياى صغير يافته و اطلاعاتى كه خود از قديم الايام گرد آورده بودند ، پيشرفت‌هايى داشتند و نيز اين مطلب را از نظر دور نميداريم كه در ايران دورهء ساسانى كتابخانهايى شامل كتب پهلوى و يونانى در آتشكدها و يا در خارج از آنها مانند سارويه از شهر جى ( گى ) « 1 » وجود داشت و اينها همه بانضمام كتب متعددى كه از پهلوى به عربى درآمد ، دليل توجه ايرانيان بعلوم مختلف است ليكن در اينجا مراد ما تحقيق در كيفيت نفوذ علوم يونانى در ايرانست .
هامش
( 1 ) - سنى ملوك الارض چاپ برلين ص 172 . الفهرست ص 335 - 336