تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 83

مساهمون:

ص٨٣
بعضى از فرق اقوالى مىيابيم كه از مقصود شارع بىنهايت دور است ليكن آنها را بانحاء مختلف رنگ اسلامى داده‌اند . 2 - فرق اولى اسلام على الخصوص معتزله با نهايت مجاهدت سرگرم مبارزه با فرق غير اسلامى بودند و اين مقصود هم براى آن قوم حاصل نميشد مگر بعد از اطلاع از عقايد و اقوال آنان . به همين سبب بود كه متكلمين در آغاز كار ناچار شدند باقوال و دلايل و حجج اقوام خارجى احاطهء كامل حاصل كنند و براى ردّ آنها به تفكّر و استدلال توسل جويند . علماى بعضى از اين اديان قديم خاصه دين يهود و نصرانى بسلاح فلسفه مسلّح بودند . فيلون اليهودى « 1 » از نخستين كسانيست كه دين يهود را با فلسفهء يونانى درآميخت و كلمان اسكندرانى « 2 » ( متوفى در حدود 220 ميلادى ) و اوريگن « 3 » ( 158 - 254 ميلادى ) از اولين دانشمندانى بوده‌اند كه دين نصرانى را با عقايد افلاطونى جديد نزديك كرده بودند و بعدها بسيارى از نسطوريان و يعقوبيان و غيره در اين كار از فلاسفهء قديم پيروى نمودند . همين امر باعث بود كه معتزله هم مانند آنان بسلاح فلسفه مسلّح گردند و با مخالفان خود با همان سلاح بمبارزه پردازند . استفاده از فلسفهء يونانى از مسائلى است كه علم كلام را توسعهء بسيار بخشيد و متكلمين را براى يك مدت متمادى سرگرم مطالعه در مسائل عميق فلسفى ، حتى مسائلى كه مطلقا ربطى بدين نداشت ، مانند بحث در جزء لايتجزى ، طفره ، جوهر ، عرض و امثال اين مطالب كرد . اين علل مختلف بر روى هم ، مايهء ايجاد علم كلام در ميان مسلمين گرديد . اينست كه كلام اسلامى را بايد از طرفى منبعث از اصول دين اسلام و اشارات و آيات و احاديث دانست و از طرفى آن را متأثر از مبانى غير اسلامى على الخصوص مبانى دين مسيح و مانى و فلسفهء يونانى و اسكندرانى و مسيحى شمرد . علمى كه بدينصورت پديد آمد و كار آن بحث در اصول دين اسلام از مبدأ و معاد و توحيد و تنزيه و تجسيم و حدود ايمان و جبر و اختيار و خلق و امثال آنها ، يعنى تحقيق در عقايد با ذكر ادلّهء عقلى و ردّ بر مخالفانست ، علم كلام ناميده شد و مشتغل بدان را متكلّم گفتند .
هامش
( 1 ) -Philon le Jnif( 2 ) -Clement d'Alexandrie( 3 ) -Origene