و حسين بن سعيد اهوازى هستند كه از همهء معاصران خود در فقه و آثار و مناقب و ساير علوم شيعه مطلعتر بودهاند . تا اواخر قرن سوم فقهاى متعدد ديگرى در ميان شيعه ظهور كردهاند ولى تكامل فقه شيعه و تدوين و تكميل آن مخصوصا بعد از اين تاريخ ميسّر شده است يعنى بعد از غيبت امام منتظر كه در حدود سال 260 صورت گرفته است . در فقه شيعه هم مانند فقه اهل سنّت بكتاب و سنّت اعتماد مىشود منتهى درينجا حديث و رأيى را جز از امام يا عالمى شيعى و محدّثى شيعى قبول ندارند و علاوه بر اين اجماع عام را منكرند و بقياس اعتقاد ندارند و هيچ رأى را جز از خدا و رسول و ائمّه نمىپذيرند .
از ميان فروع علم فقه از همه مهمتر يكى علم اصول الفقه است و آن علمى است كه به يارى آن طريقهء استنباط احكام فرعيه از ادلّهء اجماليه دريافته مىشود . موضوع آن ادلّهء كلّى شرعى است از آن حيث كه كيفيت استنباط احكام شرعيّه از آنها معلوم مىشود و مبادى آن از كلام و تفسير و حديث و بعضى از علوم عقليه مأخوذ است . ديگر علم خلاف است و آن علمى است كه كيفيت ايراد حجتهاى شرعى و دفع شبهات با ايراد براهين قطعى به يارى آن شناخته شود . ديگر علم الجدل است كه بوسيلهء آن اصول و شرايط و كيفيّات مناظره شناخته مىشود و آن را هم از فروع علم منطق ميشمرند و هم از فروع علم احكام دين و در هرمورد موضوع و روش آن تفاوت حاصل مىكند .
علم الكلام
علم الكلام علمى است كه متضمّن بيان دلايل و حجج عقليه در باب عقايد ايمانيه و ردّ بر مبتدعه و اهل كفر و ضلالت است .
اين علم مخلوق بحثها و مناقشاتى است كه از اواخر قرن اول ميان مسلمانان دربارهء مسائل اعتقادى اسلام از قبيل توحيد و تجسيم و جبر و اختيار و حدود ايمان و كفر و امثال اين مسائل درگرفت و چون طرفداران هريك از اين مباحث محتاج دلايلى براى اثبات عقايد خود بودند و هراستدلالى طبعا نتيجهء بحثهاى عقلانيست ، از اين راه براى هردسته اصول و مباحثى فراهم آمد كه علم الكلام از آنها تشكيل شد .
ايجاد و ترقى علم كلام در ميان مسلمانان نتيجهء علل متعدديست كه برخى در اسلام وجود داشت و برخى ديگر از خارج بمحيط اسلامى وارد شد .
1 - از مهمترين علل كه منبعث از اسلام و مسلمين است ايراداتيست كه در