قرآن بملل غير مسلمان در عقايد آنان شده يا استدلالات كوتاهى است كه گاه براى اثبات مبانى اسلام به كار رفته و يا بحثهاى مختصرى است كه در مسائلى از قبيل جبر و اختيار شده است « 1 » . پيداست كه علماء امّت اسلام بتدريج متوجّه بحث در اين موارد و اثبات آنها شده و با مخالفان شريعت از راه مناقشه و مباحثه درآمدهاند و از اين راه فصول متعدد براى علماء كلام پديد آمد .
2 - بعد از آنكه مسلمانان از كار فتوحات خود فارغ شدند و كار سياسى و اقتصادى آنان رونقى گرفت متوجّه تحقيقات فلسفى در اصول دين گرديدند و همين امر ايجاد اختلافات شديد در ميان آنان كرد . در اين مناقشات پيداست كه هردسته براى اثبات عقايد خود محتاج باستعانت از فلسفه ميشوند چنان كه در ميان زرتشتيان و مانويان و مسيحيان و جز آنان بوده است و علم كلام بدينطريق پديد آمد .
3 - مسائل سياسى مثل موضوع خلافت كه منجر بايجاد فرق مختلف گرديد و اين فرق هم با آنكه در ابتداء امر فقط بر سر يك موضوع سادهء غير فلسفى با يكديگر مناقشه و مجادله داشتهاند به زودى متوجه مسائل اصولى متعدد گرديده و محتاج باستعانت از فلسفه شدهاند .
از جملهء اسباب و عللى كه از خارج بمحيط اسلامى راه جست و در ايجاد علم كلام مؤثر واقع شد اينهاست :
1 - غالب كسانى كه بعد از فتوحات اسلامى بدين اسلام درآمدند از ديانات قديم مانند اديان يهودى و نصرانى و مانوى و زرتشتى و صابئى و غيره بوده و با تعاليم اين ديانات تربيت يافتهاند و بعد از قبول دين جديد به عادت قديم متوجه مسائل مختلفى از اصول ديانات شده و به آنها لباس اسلامى پوشاندهاند . به همين سبب است كه در كتب
هامش
( 1 ) - مانند حملهيى كه بمعتقدين الوهيت عيسى در اين آيه شده است : انّ مثل عيسى عند اللّه كمثل آدم خلقه من تراب ثم قال له كن فيكون - و كيفيت پىجويى ابراهيم عليه السلام در مسألهء توحيد و وصول بحقيقت آن - و اللّه انزل من السماء ماء فاحيا به الارض بعد موتها انّ فى ذلك لآية لقوم يسمعون - قل لو كان معه آلهة كما يقولون اذا لابتغوا الى ذى العرش سبيلا سبحانه و تعالى عما يقولون علوا كبيرا - ادع الى سبيل ربك بالحكمة و الموعظة الحسنة و جادلهم بالتى هى احسن ؛ و جز اين موارد .