و تكميل كرد و شاگردان خود را به همان طريقت تربيت نمود . از شاگردان مشهور او عبد اللّه بن وهب ( م . 197 ) و عبد الرحمن بن القاسم ( م . 191 ) و اشهب بن عبد العزيز ( م . 204 ) و عبد اللّه بن عبد الحكم ( م . 214 ) و يحيى بن يحيى الليثى ( م . 234 ) هستند كه همه بحديث و فقه مشهورند .
تمسّك مالك بحديث تا درجهيى بود كه حتى بخبر واحدى هم مشروط بر آنكه صحيح يا حسن باشد اكتفا ميكرد و احكام خود را با توجّه بآيات و احاديث و سنن رسول و صحابه و اجماع امّت صادر مينمود و على الخصوص باجماع و اتفاق اهل مدينه يا اكثر اهل آن شهر بر حكمى درست مانند يك حديث يا يك سنّت استناد مينمود زيرا آنان را مطلع و معتاد بسنن حضرت رسول و صحابه ميدانست و ميگفت طبقات اهل اين شهر اعمال و احكام خود را بپيروى از طبقهء معاصر حضرت رسول انجام ميدهند و آنان خود از آنحضرت آموختهاند و او اجماع اهل مدينه را در كتاب موطّأ خود بچهل و اند مسأله رسانيده است . مهمترين اثر مالك كتاب الموطّأ است كه در آن احاديث و سنن و مسائل اجماعى اهل مدينه را بنابر ترتيب فقهى مرتب نمود .
روش مشهور ديگرى كه اندكى بعد از دو روش ابو حنيفه و مالك پديد آمد روش محمد بن ادريس الشافعى ( 150 - 204 ) است . وى مدتى در مكّه نزد سفيان بن عيينه و مسلم بن خالد الزنجى فقه آموخت و سپس بمدينه رفت و در خدمت مالك تلمّذ كرد و بعد از وفات مالك بيمن رفت و سپس در سال 195 ببغداد عزيمت كرد و همانجا بود تا درگذشت . شافعى در اثناء اقامت خود در عراق با محمّد بن الحسن شاگرد ابو حنيفه آشنايى يافت و ازو فقه را بروش عراقيين آموخت و بدينترتيب علم اهل حديث و اهل رأى هردو در او جمع شد . آنگاه در اين طريقه تصرّفاتى كرد و قواعدى بوجود آورد .
روش او در فقه چنين است كه : اصل در فتوى كتاب و سنّت و اجماع و آثار و قياس بر آنهاست و قياس هم جز با علم بكتاب اللّه و اطلاع از اقاويل و سنن گذشتگان و اجماع ناس و اختلاف آنان ميسّر نيست . از آثار مهمّ شافعى كه اكنون در دست است رسالهء او در اصول فقه و رسالهيى ديگر بنام « كتاب الامام » مىباشد . شافعى شاگردانى داشته است كه طريقهء او را در عراق و ايران و مصر پراگندند و قبول مذهب او در ايران تا
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 78
مساهمون: ذبيح الله صفا
ص٧٨