تربيت شد و چون اين محيط مانند مدينه مستعدّ اخذ احاديث و سنن صحاح از صحابه و تابعين نبود ناگزير ميبايست روش ديگرى غير از آنچه فقهاى مدينه به آن توجّه داشتند اتخاذ كرد . علاوهبراين پيش گرفتن روش قياس در فقه امرى تازه نبود و پيش از ابو حنيفه هم برخى از رجال كموبيش بدين امر توجّه كرده بودند .
قياس عبارتست از آنكه در شريعت حكمى براى امرى معلوم باشد و بعد امور ديگرى را كه با آن اتحاد در علّت داشته باشد بر آن قياس كنند و همان حكم را نسبت به آن امور صادر نمايند . اين اصل بعدا توسعه يافت و بر تمام مواردى اطلاق شد كه نسبت به آنها نصّى وجود نداشت و فقيه با قياس بر موازين شرعى و مقتضيات دين احكامى در باب آنها صادر ميكرد . به اين ترتيب قياس بتدريج مرادف رأى قرار گرفت و رأى و قياس يعنى آنكه فقيه بر اثر طول ممارست خود در احكام شرعيه اين ملكهء نفسانى را حاصل كرده باشد كه بتواند با دقت در امور و علل و اسباب آنها احكامى كه منطبق بر شريعت و سازگار با آن باشد نسبت به آنها صادر كند . پس شرط اصلى رأى و قياس اجتهادست .
ابو حنيفه اگر نسبت بامرى در قرآن و سنّت رسول اللّه ( مشروط بر آنكه ثقات آن را روايت كرده باشند ) تصريحى نمىيافت متوسل باجتهاد ميشد و بر همان سيرتى كه گفتهايم مىرفت و چون محيط عراق و ايران مستعدّ قبول اين روش بود طريقهء او بسرعت در اين نواحى انتشار يافت .
در مقابل روش ابو حنيفه طريقهء اهل حديث قرار داشت كه معتقدين به آن پيروان مالك بن انس بودند . مالك بن انس را برخى عربى الاصل و بعضى از موالى دانستهاند .
ولادت او در سال 97 و وفاتش در 179 اتفاق افتاد . وى برعكس ابو حنيفه باحاديث و سنن و اطلاع از آنها و استناد بر آنها رغبت وافر داشت و نشأت در مدينه كه محل سكونت و وفات عدهء كثيرى از صحابه و تابعين بوده است اين امر را براى او به آسانى ميسّر ميساخت و حتى بايد گفت كه او را برين روش تربيت مينمود . البتّه پيش از مالك مدينه مركز فتواى مسلمانان بود و خلفا و صحابه و تابعين و قرّاء بزرگ در اينجا با استناد بر احكام الهى و احاديث و سنن و اجماع امّت به دادن فتواى خود سرگرم بودند . مالك از فقهاى مشهور آن شهر فقه آموخت و به همان طريقهيى كه آنان داشتند بار آمد و همان روش را ادامه داد
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 77
مساهمون: ذبيح الله صفا
ص٧٧