از اين علوم بر اثر توسعه و تكامل خود از ديگر علوم جدا شد و علم تشريع از ميان ساير علوم بعلم فقه و اصحاب آن بفقها معروف شدند و اين فقها چون در كليهء امور مسلمين حقّ اظهارنظر داشتند اهميت وافر كسب كردند .
در تمام قرن اول بر اثر اجتماع اكثر صحابه و تابعين در مدينه مركز مهمّ فتوى آن شهر بوده است ليكن از اوايل قرن دوم عراق نيز در اين باب مركزيّت و اهميتى كسب كرد و گروهى از فقهاى صاحب نظر در آن ديار ظهور نمودند و همين دوگانگى مراكز علم فقه باعث ايجاد دو روش ممتاز در آن علم گرديد يكى بنام طريقهء اهل حديث و ديگر بنام طريقهء اهل رأى و قياس كه پيروان هريك از اين دو روش را از آغاز كار تا مدّتهاى مديد با يكديگر مشاجرات و مباحثات متمادى بود و اين امر خود منجر بتأليف كتب متعدد گرديد . پيشواى اهل رأى ابو حنيفه نعمان بن ثابت بن زوطى از اصل ايرانى است . جدّش زوطى در كابل و بقولى در نسا و خود ابو حنيفه در كوفه بسال 80 هجرى ولادت يافته و در بغداد بسال 150 هجرى درگذشته است . وى در اوايل عمر خود سرگرم مباحث كلامى بوده و با علماء كلام مراوده داشته است . از طرف ديگر بر اثر آنكه بزّاز بود در امور عملى اجتماع هم وارد بوده و از حقيقت وضع اقتصادى و تجارى عهد خود اطلاع داشته است و با وجود تأييد و تقويتى كه بنى العباس ازو ميكردهاند تمايلى بعلويين داشت و آنانرا براى خلافت شايستهتر ميدانست . از شاگردان مشهور او ابو يوسف ( م . 182 ) قاضى القضاة هارون الرشيد و صاحب تأليفات متعدد و از آن جمله كتاب الخراج است . ديگر محمد بن الحسن الشيبانى و ديگر زفر ( م . 158 ) .
اين شاگردان در پراگندن نظر و روش استاد خود اثر فراوان داشتهاند .
ابو حنيفه در قبول احاديث سختگير بود چنان كه از مجموع احاديث بيش از حدود هفده حديث را قبول نداشت و همين حالت او را مجبور ميكرد كه بقياس و استحسان توجّه كند .
علّت عمدهء اين نظر آن بود كه وى اولا مردى دقيق النظر و سريع الانتقال بود و ثانيا در آغاز امر با متكلمين و مباحث آنان آشنايى يافت و ثالثا در محيط ايرانى و عربى عراق كه در تمام دورهء ساسانى از مهمترين مراكز بحث و نظر در مسائل دينى بود
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 76
مساهمون: ذبيح الله صفا
ص٧٦