تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 74

مساهمون:

ص٧٤
اين اوصاف و نيز از مطالعه در موطأ مالك معلوم مىشود كه در آن ايام قصد از جمع احاديث بيشتر خدمت بعلم فقه بوده است چنان كه موطأ مالك داراى ترتيب فقهى است و گويا مقصود از اين عمل مبارزه با فقهاى قياسى عراق بود . علاوه‌براين احاديث موطأ همه مسند ( يعنى احاديثى كه سلسلهء محدّثين آن تا حضرت رسول كاملا ذكر شده باشد ) نيست بلكه قسمتى از آنها مرسل است ( يعنى آنها كه اسناد بنحو كمال در آنها نيامده ) و قسمتى منقطع ( يعنى آنها كه اصلا ذكر سند نشده است ) ولى بعد از اين مرحله يعنى در اواخر قرن دوم روش كاملترى در تدوين احاديث پديد آمد و آن تأليف مسانيد ( جمع مسند ) است مانند مسند عبيد الله بن موسى الكوفى و مسدّد ابن مسرهد بصرى و جز آنها . در مسانيد ترتيب تدوين آن بود كه احاديث را بحسب روات فراهم آورند چنان كه احاديث مروى از هرصحابى را جداگانه گرد ميآوردند اگرچه در موضوعات مختلف باشد و حال آنكه در روش سابق احاديث نبوى يا فتاوى صحابه را در هرموضوع فقهى از قبيل طهارت و تجارت و غيره جداگانه نقل ميكردند . ذكر اين نكته لازم است كه در قرن اول و دوم بر اثر كشاكش‌هاى شديد سياسى و كلامى ميان مسلمانان و در نتيجهء مدوّن نبودن احاديث و بعضى علل ديگر بسيارى احاديث مجعول متداول گرديد و كثرت اين احاديث بدرجه‌يى رسيد كه تحقيق در احاديث و حتى استناد به آنها را دشوار ساخت . به اين سبب در قرن سوم فكر نقد احاديث و تمييز انواع آنها ( صحيح ، حسن ، ضعيف ، مرسل ، منقطع ، معضل ، شاذ ، غريب و غيره ) از يكديگر و ذكر رجال حديث و حكم نسبت به آنان بميان آمد و دورهء تأليف كتب صحاح فرارسيد چنان كه امام محمد بن اسمعيل البخارى ( م . 256 ) كتاب معروف خود الجامع الصحيح و ابو الحسن مسلم بن الحجاج نيشابورى ( م . 261 ) كتاب صحيح خود و ابن ماجه ابو عبد اللّه محمد بن يزيد القزوينى ( 209 - 273 ) كتاب سنن و ابى داود ( م . 275 ) كتاب سنن و الترمذى ( م . 279 ) كتاب جامع و النسائى ( م . 303 ) كتاب سنن خويش را تأليف كرد و اين شش كتاب كه اركان اساسى علم حديث در ميان عامّه است بنام « كتب الستة » مشهورند واصحّ كتب حديث شمرده ميشوند و احيانا كتاب المسند امام احمد بن حنبل ( م . 241 ) را هم بر آنها ميافزايند .