تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 649

مساهمون:

ص٦٤٩
تَعْمِير : بخشيدن عمر با عمل يا سخن به طريق درخواست و تقاضاست در آيات : (
أَ وَ لَمْ نُعَمِّرْكُمْ
ما يَتَذَكَّرُ فِيهِ - 37 / فاطر ) « 1 » (
وَ ما يُعَمَّرُ
مِنْ مُعَمَّرٍ وَ لا يُنْقَصُ مِنْ عُمُرِهِ - 11 / فاطر ) « 2 » (
وَ ما هُوَ بِمُزَحْزِحِهِ مِنَ الْعَذابِ أَنْ يُعَمَّرَ
- 96 / بقره ) « 3 » (
حَتَّى طالَ عَلَيْهِمُ الْعُمُرُ
- 44 / انبياء ) (
وَ لَبِثْتَ فِينا مِنْ عُمُرِكَ
سِنِينَ - 18 / شعراء ) « 4 » عُمُر و عَمْر : در معنى يكى است ولى سوگند خوردن با واژه - عَمْر اختصاص يافته ، مثل آيه : (
لَعَمْرُكَ
إِنَّهُمْ لَفِي سَكْرَتِهِمْ - 72 / حجر ) « 5 » عَمَّرَكَ اللّهُ : يعنى از خداى عمرت را درخواست كردم ، كه در سوگند و دعا واژه - عَمْر - مخصوص چيزى است كه در آن قصد سوگند شده باشد . اعْتِمَار و عُمْرَة : ديدار و زيارتى كه استحكام دوستى در آن هست و در شريعت - اعتمار و عمرة - براى هدف مخصوصى است . و در آيه : (
إِنَّما يَعْمُرُ
مَساجِدَ اللَّهِ - 18 / توبه ) يا همان - عِمَارَة و آبادانى و حفظ بناست و يا از - عمره‌اى كه به معنى زيارت است و يا از عبارتى است كه مىگويند - عَمَرْتُ به مكان كذا : در آنجا اقامت گزيدم براى اينكه - عَمَرْتُ المكانَ و عمرت بالمكان - يكى است . عِمَارَة : اخصّ از قبيلة است و اسمى است براى جمعيّتى كه آبادانى مكان بوسيله
هامش
( 1 ) آيا آنقدر عمرتان نداديم كه در آن عمر متذكّر شويد و پند گيريد . ( 2 ) زندگانى و عمر هيچ با عمرى افزون نشود و از عمر او كم نشود مگر اينكه در نوشته‌اى و حكمى ثبت است . ( 3 ) از مشركين كسانى هستند كه دوست دارند هزار سال عمر كنند ولى اگر عمر دراز هم بكنند او را از عذاب دور نمىكند و خداى به آنچه مىكنند بصير است . ( 4 ) سالهائى از عمرت در آنجا درنگ كردى . ( 5 ) بجان خودت سوگند كه مجرمين و پليدان آلوده به فساد اخلاقى ( قوم لوط ) در گمراهيشان سرمست و سرگردان بودند .