العُتْبَى : از بين رفتن چيزى است كه بخاطر آن درد و سختى رسيده يا احساس خشنودى .
بينهم أُعْتُوبَة : ميانشان چيزى است كه بوسيلهء آن يكديگر را به خشم مىآورند .
عَتَبَ عُتْباً : وقتى است كه كسى با يك پا راه مىرود همچون كسى كه يك پا يك پا از نردبانى بالا مىرود .
عتد
: العَتَاد : پسانداز كردن چيزى قبل از نياز به آن ، مثل : إعداد : آماده كردن . عَتِيد :
آماده كننده و آماده شده گفت :
(
هذا ما لَدَيَّ عَتِيدٌ
- 23 / ق ) (
رَقِيبٌ عَتِيدٌ
- 18 / ق ) يعنى : اعمال بندگان حساب شده است . و آيه (
أَعْتَدْنا
لَهُمْ عَذاباً أَلِيماً - 18 / نساء ) گفته شده - أعتدنا - وزن أفعلنا از عَتَاد - است و يا اينكه اصلش از - أعددنا - است كه يكى از حروف ( د ) آن به حروف ( ت ) تبديل شده است .
فرسٌ عَتِيدٌ و عَتِدٌ : اسب آماده به سوارى و دويدن .
عَتُود : بزغاله ، جمعش - أَعْتِدَة و عِدَّان : به صورت ادغام حرف ( ت ) در ( د ) يعنى :
( بزغالهها و نوزادان بز ) .
عتق
: العَتِيق : چيزى كه از نظر زمانى يا مكانى يا رتبه و ارزش ، كهن و قديمى باشد از اين جهت به قديم - عَتِيق - گفته شده و همچنين به شخص جوانمرد و با كرم و به كسى كه از رقيّت و بندگى آزاد شود خداى تعالى گويد : (
وَ لْيَطَّوَّفُوا بِالْبَيْتِ الْعَتِيقِ
- 29 / حجّ ) گفته شده خداوند كعبه از اين جهت با واژه - عتيق - وصف نموده كه پيوسته از اينكه جبّاران و ستمگران كوچكش بشمارند آزاد و متعالى است .