تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 546

مساهمون:

ص٥٤٦
نمىگزارد ( كنايه از اينكه آن دعاها همچون بوى خوش باقى است ) . عَبَأْتُ الجيشَ و عَبَّأْتُهُ : سپاه را آماده كردم . عَبْأَةُ الجاهليّةِ : آنگونه حميّت جاهلى كه در آيه : (
فِي قُلُوبِهِمُ الْحَمِيَّةَ ، حَمِيَّةَ الْجاهِلِيَّةِ
- 26 / فتح ) يادآورى شده است يعنى آن حميت در دلهاشان پنهان شده بود .

عتب

: العَتَبُ هر مكانى كه براى ساكنش و نازلش سخت و مصيبت زا آستانه درب . و همچنين بطور كنايه به زن - عَتَبَة - گفته شده ، از حضرت ابراهيم ( ع ) روايت شده است كه به زن اسماعيل گفت : به همسرت بگو - غَيِّرْ عَتَبَةَ بَابِكَ : آستانه در خانه‌ات را عوض كن ( كنايه از همسر است ) و بطور استعاره - عَتْب و مَعْتَبَة - خشونتى است كه انسان نسبت به غير در نفس خويش مىيابد و اصلش از - عتب - است ، و بر حسب آن گفته شده : خشنت بصدر فلان و وجدت في صدره غلظة : در دلش خشم و خشونتى يافتم . حُمِلَ فلانٌ على عَتَبَةٍ سعبةٍ : او به حالتى سخت و ناگوار وادار شد مثل سخن شاعر كه گفت :
و حملناهم على صعبة زو * زاء يعلونها به غير وطاء
( و آنها را بر سختىاى سريع وادار نموديم و به سهولت بر آن فائق آمدند ) . أَعْتَبْتُ فلاناً : خشمى كه از او در دل بود برايش آشكار كردم ، و همچنين : أَعْتَبْتُ فلاناً : خشمگينش كردم . اعتَبْتُهُ : خشمش را از او بر طرف كردم ، مثل - أشكيته : گله‌اش را بر طرف كردم أشكيته از اضداد است هم بر طرف كردن گله‌مندى و هم افزودن گله‌مندى است . ) و در آيه گفت : (
فَما هُمْ مِنَ الْمُعْتَبِينَ
- 24 / فصّلت ) از كسانى نيستند كه دردشان بر طرف و خشنود شوند . اسْتِعْتَاب : اينستكه كسى از انسانى بخواهد در درد و سختى او را يارى كند تا مشكلش رفع شود . اسْتَعْتَبَ فلانٌ : عذر و بخشش خواست و گفت : (
وَ لا هُمْ يُسْتَعْتَبُونَ
- 84 / نحل ) . لك