وقوع مىرساند و فعل و كار هم از استطاعت و توانائى صادر مىشود و در نظر محقّقين ، يا پژوهشگران استطاعة اسمى است براى معانى و مفاهيمى كه انسان به وسيله آن اراده خود را از ايجاد فعل ممكن مىسازد و بر آنچه مىخواهد قادر مىشود كه بر چهار اصل استوار است :
1 - زير ساز و سرنوشت مخصوص در انسان ، براى فاعل و انجام دهنده كار 2 - تصوّر و در نظر گرفتن فعل و كارى كه بايستى انجام شود .
3 - مادّه و جسمى كه تأثيرش را بپذيرد .
4 - وجود ابزار و آلتى كه اگر فعل با ابزار انجام شود ، مثل نويسندگى زيرا نويسندگى به چهار اصلى كه ذكر شد براى ايجاد دو انجام نويسندگى نيازمند است ، و از اين روى مىگويند :
فلانٌ غيرُ مُسْتَطِيع للكتابة : او واجد شرايط نويسندگى نيست ، و استطاعتش را ندارد و اين در وقتى گفته مىشود كه يكى از آن چهار اصل را فاقد باشد يا بيشتر از يكى را .
نقطه مقابل و ضدّ استطاعة - عجز - است و اين است كه كسى يكى از آن چهار شرط را نيابد و يا بيشتر از يكى را و هر گاه تمام اين چهار اصل را يافت او مستطيع مطلق است و اگر فاقد آنها بود عاجز مطلق يا بكلّى ناتوان و هرگاه بعضى از آنها را واجد باشد از جهتى مستطيع و از جهتى عاجز است كه اگر چنان كسى به - عجز - توصيف شود شايستهتر است .
استطاعة - اخصّ از قدرت است ، در آيات :
(
لا يَسْتَطِيعُونَ
نَصْرَ أَنْفُسِهِمْ - 43 / انبياء ) (
فَمَا اسْتَطاعُوا
مِنْ قِيامٍ - 45 / ذاريات ) (
مَنِ اسْتَطاعَ
إِلَيْهِ سَبِيلًا - 97 / آل عمران ) در بارهء كسانى است كه در حال استطاعت به زيارت كعبه مىروند ) چنين كسى نيازمند چهار شرطى است كه ذكر شده و سخن پيامبر صلّى اللّه عليه و آله كه فرمود :
« الاسْتِطَاعَة ، الزّاد و الرّاحلة » .
كه اين حديث بيانى است از وسيلهاى كه حتما براى سفر حجّ لازم است كه آنها را مخصوصا بدون ديگر شرايط ذكر كرده است زيرا وجود آن چهار شرط عقلا