(
وَ حُشِرَ لِسُلَيْمانَ جُنُودُهُ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ وَ الطَّيْرِ
- 17 / نمل ) (
وَ تَفَقَّدَ الطَّيْرَ
- 20 / نمل ) تَطَيَّرَ فلانٌ و اطَّيَّرَ : اصلش فال زدن به پرندگان است ، سپس در باره هر چيزى كه با آن فال نيك يا فال بد بزنند به كار مىرود ( تفاؤل و تشاؤم ) .
و در آيه : (
إِنَّا تَطَيَّرْنا
بِكُمْ - 18 / يس ) ( ما در بارهء شما فال بد مىزنيم ) از اين جهت گفته شده فال خوب يا فال بد از تست لا طير الّا طَيْرُكَ و هيچ كارى و تفاؤلى نيست مگر از خودت و آيه : (
أَلا إِنَّما طائِرُهُمْ
عِنْدَ اللَّهِ - 131 / اعراف ) يعنى شومى آنها و آنچه را كه نتيجه زشت كارى و سوء عمل آنها است در پيشگاه خداى تعالى است .
و بر اين اساس آيات : (
قالُوا اطَّيَّرْنا
بِكَ وَ بِمَنْ مَعَكَ قالَ طائِرُكُمْ عِنْدَ اللَّهِ - 47 / نمل ) (
قالُوا طائِرُكُمْ مَعَكُمْ
- 19 / يس ) (
وَ كُلَّ إِنسانٍ أَلْزَمْناهُ طائِرَهُ
فِي عُنُقِهِ - 13 / اسراء ) در آيه اخير يعنى عمل او كه از خير و شرّ از او سر زده است .
تَطَايَرُوا : وقتى است كه سرعت گيرند يا پراكنده نشوند .
شاعر گويد :
طَارُوا إليه زرافات و وحدانا
( حيوانات به صورت دستجمعى و تك تك با سرعت بسويش پريدند ) .
فجر مُسْتَطِير : طلوع فجر صادق كه به خوبى روشن است .
و گفت : (
وَ يَخافُونَ يَوْماً كانَ شَرُّهُ مُسْتَطِيراً
- 7 / انسان ) يعنى : از هنگامهاى مىهراسند كه شرّش روشن است .
( غبارٌ مُسْتَطَارٌ ) : گرد و غبار پراكنده و افشانده كه از نظر ساختمان لفظى ميان ( مستطير ) و ( مستطار ) اختلاف است ، فجر و طلوع صبح به صورت فاعل تصوّر شده و گفتهاند - فجر مستطير - و غبار به صورت مفعول ، كه گفته شده - مستطار .
فرسٌ مُطَارٌ : اسبى تند رو و - مُطَار - در بارهء آهن يعنى : پراكنده شده و در مورد دل
هامش
مىگويد : كوهها را مسخّر كرديم بطورى كه در پگاه و شامگاه از كوهستان زمزمه داودى بر مىخاست و پرندگان گروه گروه به سويش فراهم مىآمدند .