رَبُّكَ
- 112 / مائده ) هم خوانده شده ، يعنى : ( سؤال ربّك ) - به اين معنى كه آيا پروردگارت مىخواهد مائدة نازل كند مثل اينكه مىگويى : هل تستطيع الأمير ان يفعل كذا : آيا امير مىخواهد كه چنان كند و آيه : (
فَطَوَّعَتْ
لَهُ نَفْسُهُ - 30 / مائده ) مثل عبارت :
اسمحت له قرينته و انقادت له و سوّلت است ، يعنى همنشين او رام و مطيعش شد و با آراستن كارها بر او اغوايش كرد . طَوَّعَتْ - از - أَطَاعَتْ رساتر است . طوّعت له نفسه - مقابل عبارت - تأبّت عن كذا نفسه است يعنى نفسش از آن كار إبا نمود و دور كرد .
تَطَوَّعَ كذا : با ميل و رغبت آن را تحمّل كرد ، در آيه :
(
وَ مَنْ تَطَوَّعَ خَيْراً فَإِنَّ اللَّهَ شاكِرٌ عَلِيمٌ
- 158 / بقره ) ( كسى كه با ميل و رغبت نيكى را پذيرفت و انجام داد همانا خداوند آگاه و پاسدار اوست ) « 1 » و آيه : (
الَّذِينَ يَلْمِزُونَ الْمُطَّوِّعِينَ
مِنَ الْمُؤْمِنِينَ - 79 / توبه ) « 2 » .
گفته شده : طَاعَتْ و تَطَوَّعَتْ - به يك معنى است مثل - اسْتَطَاعَ و اسْطَاعَ . گفت :
(
فَمَا اسْطاعُوا
أَنْ يَظْهَرُوهُ وَ مَا اسْتَطاعُوا لَهُ نَقْباً - 97 / كهف ) ( اشاره به قومى است كه در كنار سدّ ذو القرنين بودهاند كه مىگويد بعدا نتوانستند بر آن بالا روند و نيز نتوانستند آن را سوراخ كنند و نقب بزنند ) .
طوف
: الطَّوْفُ : راه رفتن به اطراف و دور چيزى است ، و از اين معنى واژه - طَائِف -
هامش
( 1 ) پاس داشتن به سه معنى است : 1 - حرمت داشتن ، 2 - حفظ و نگه داشتن ، 3 - افزايش نعمت كه خداوند كسانى را كه اضافه بر واجبات تكاليفى بيش از وسع خود انجام مىدهند مشمول سه اصل فوق مىكند .
( 2 ) كسانى كه مؤمنين مشتاق به كار خير و داوطلبان نكوكارى ، و ايثارگرائى كه بيش از استطاعت خويش صدقه مىدهند ، عيب جوئى كند خداوند استهزاء آنها را به خودشان بازمىگرداند (وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ- 79 / توبه ) عذابى دردناك خواهند داشت .