تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 510

مساهمون:

ص٥١٠
فعل كذا طَوْراً بعد طَوْرٍ : آن را در زمانهاى پى در پى انجام داد . و آيه (
وَ قَدْ خَلَقَكُمْ أَطْواراً
- 14 / نوح ) گفته شده اشاره به آيه : (
خَلَقَكُمْ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ يُخْرِجُكُمْ طِفْلًا
- 67 / غافر ) است و همچنين اشاره به آيه : (
وَ اخْتِلافُ أَلْسِنَتِكُمْ وَ أَلْوانِكُمْ
- 22 / روم ) يعنى در خلق و خلق اسم كوهى مخصوص است و يا اسم هر كوهى و نيز گفته شده - طُور - كوهى است محيط به زمين . در آيات : (
وَ الطُّورِ
وَ كِتابٍ مَسْطُورٍ - 1 / طور ) (
وَ ما كُنْتَ بِجانِبِ الطُّورِ
- 46 / قصص ) (
وَ طُورِ سِينِينَ
- 2 / تين ) (
وَ نادَيْناهُ مِنْ جانِبِ الطُّورِ الْأَيْمَنِ
- 52 / مريم ) (
وَ رَفَعْنا فَوْقَهُمُ الطُّورَ
- 154 / نساء ) اشاره به همان معنى است .

طير

: الطَّائِر : هر حيوانى كه بال داشته باشد و در هوا پرواز كند جمع طائر - طَيْرٌ - است مثل راكب و ركب ، طَارَ ، يَطِيرُ ، طَيَرَاناً پرواز كرد (
وَ لا طائِرٍ يَطِيرُ بِجَناحَيْهِ
- 38 / انعام ) « 1 » (
وَ الطَّيْرَ
مَحْشُورَةً - 19 / ص ) « 2 » (
وَ الطَّيْرُ صَافَّاتٍ
- 41 / نور )
هامش
( 1 ) در حديثى از ابو ذر آمده است كه گفته است تركنا رسول اللّه و ما طائر يطير بجناحيه الا عندنا منه علم - يعنى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را در حالى از دست داديم و رحلت فرمود كه دين و شريعت را بطور كامل و رسا بر ايمان بيان كرده بود كه نيازمند به آئينى و دينى ديگر نبوديم تا جائى كه هيچگونه مشكلى باقى نمانده بود - واژه طير در اين حديث مثلى است بر اينكه پيامبر چيزى را ترك نكرد مگر اينكه آن را بيان كرده بود حتّى بيان احكام در مورد پرندگان و حلال و حرام آنها را كه چگونه ذبح شوند و شخصى كه در حالت احرام است اگر خواست فديه‌اى بدهد چگونه است و از قبيل جزئيّات . ( النّهايه - 3 / 151 ) . ( 2 ) در بارهء اعجاز صوتى حضرت داود نبى عليه السّلام است كه به هنگام خواندن مزامير خويش خداوند .