صُبَابَة و صُبَّة : مانده و باقيمانده آب و شير در ظرف است .
تَصَابَبْتُ الاناء : تتمّه آب و شير را از ظرف خوردم .
تَصَبْصَبَ : باقيماندهاش از بين رفت .
صبح
: الصُّبْح و الصَّبَاح : اوّل روز ، و زمانى است كه به خاطر وجود تيغ آفتاب و آغاز نور خورشيد ، افق سرخ رنگ است ، در آيات : (
أَ لَيْسَ الصُّبْحُ بِقَرِيبٍ
- 80 / هود ) مربوط به صبحگاهى است كه قوم لوط به عذاب كردارشان گرفتار شدند و (
فَساءَ صَباحُ الْمُنْذَرِينَ
- 177 / صافات ) . يعنى : ( در وقت رسيدن عذاب ، چقدر صبح بيمدادگان هراسناك و بد است ) .
التَّصَبُّح : خواب بامدادى .
الصَّبُوح : نوشيدن صبحگاهى .
صَبَحْتُهُ : او را پگاهان نوشاندم .
الصَّبْحَان : مرد زيبا روى و صبح نوشنده .
الْمُصْطَبَح : نوشنده و افروخته شده .
الْمِصْبَاح : چراغ و كاسهء بزرگ و نيز شترى كه تا صبح نشود برنمىخيزد و ظرفى كه چراغ در آن مىگذارند .
در آيه : (
مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكاةٍ فِيها مِصْباحٌ
الْمِصْباحُ فِي زُجاجَةٍ - 25 / نور ) ( مثل نور خدايى ، همچون ظرفى است كه در آن چراغى است و آن چراغ در شيشهاى است ) .
سراج : را هم كه همان چراغ است مصباح گفتهاند .
صَبَاح : شعله چراغ .
مَصَابِيح : انوار و نشانههاى ستارگان .
آيه : (
وَ لَقَدْ زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا بِمَصابِيحَ
- 5 / ملك ) ( آسمان دنيا را با انوار ستارگان زينت داديم ) .