(
يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَ لا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ
- 185 / بقره ) ( خداى براى شما سهولت و آسايش مىخواهد و نه سختى ) و گفت : (
وَ مَا اللَّهُ يُرِيدُ ظُلْماً لِلْعِبادِ
- 31 / غافر ) و خداوند براى بندگان ظلم و ستم نمىخواهد ، معلوم است كه عسر و سختى و ستمديدگى در چيزهايى است كه در ميان مردم بدست مىآيد و حاصل مىشود .
گفتهاند : يكى از فرقهاى ميان اراده و مشيّت ، اين است كه ارادهء انسان نخست قبل از اينكه ارادهء خداى بر آن پيشى گيرد حاصل مىشود مثلا انسان مىخواهد كه نميرد و خداى از آن ابا مىكند ولى مشيّت انسان انجام نمىشود مگر بعد از مشيّت خداى .
چنان كه گفت
ما تَشاؤُنَ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ
.
در مورد اين آيه : (
وَ ما تَشاؤُنَ
إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ - 30 / انسان ) روايت شده است وقتى آيه : (
لِمَنْ شاءَ
مِنْكُمْ أَنْ يَسْتَقِيمَ - 28 / تكوير ) « 1 » نازل شد ، در وقت نزول اين آيه كفّار گفتند : الأمر الينا إن شئنا استقمنا و ان شئنا لم نستقم . ( يعنى پس كار به ما واگذار شده است اگر خواستيم به راه راست مىرويم و اگر خواستيم نمىرويم و مستقيم نمىشويم ) سپس خداى تعالى در دنبال آن آيه 30 سورهء انسان يعنى (
وَ ما تَشاؤُنَ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ )
نازل فرمود « 2 » .
بعضى نيز گفتهاند :
اگر نه اينست كه تمام امور بطور كلّى موقوف بر مشيّت خداى تعالى است و افعال ما به مشيّت او پيوسته و مربوط است و موقوف بر آن است مردم در كارها و گفتارشان
هامش
( 1 ) يعنى به كجا مىرويد اين قرآن جز يادآورى و تذكارى و براى جهانيان نيست براى كسانى كه مىخواهند بر راه راست و استوار و مستقيم باشند .
( 2 ) آيه - (وَ ما تَشاؤُنَ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ) با عبارترَبُّ الْعالَمِينَختم مىشود ، يعنى او كه پروردگار جهانيان است و بيرون آورنده مؤمنين از تاريكيها به نور است ، و از سوى ديگر به -ما فِي الصُّدُورِ- يعنى نيّات و سويداى دلها خبير و آگاه و عليم است مشيّتش تابع خواستهاى انحرافى و باطل شما نيست ، بلكه مشيّت شما زمانى محقّق مىشود كه او بخواهد و در مسير خواست و مشيّت اللّه - قرار گيرد .