( باب ص )
صبب
: صَبُّ الماء : ريختن آب از بالا به پائين .
افعال اين واژه - صَبَّهُ فَانْصَبَّ و صَبَبْتُهُ فَتَصَبَّبَ است .
خداى تعالى گويد : (
أَنَّا صَبَبْنَا
الْماءَ صَبًّا - 25 / عبس ) ( آب باران را فرو ريزانديم ) .
(
فَصَبَّ عَلَيْهِمْ رَبُّكَ سَوْطَ عَذابٍ
« 1 » - 13 / فجر ) .
(
يُصَبُّ
مِنْ فَوْقِ رُؤُسِهِمُ الْحَمِيمُ - 19 / حجّ ) ( و از بالاى سرشان آب جوشان ريزند ) .
صبا الى كذا صَبَابَة : جانش با محبّت به او متمايل شد ، كه اسم فاعلش - صَبٌّ - است . چنان كه گفته مىشود - فلان صَبُّ كذا : او دوستدار آن است .
صُبَّة : مثل - صرمة - آب باران ريز و نرم است .
صَبِيب يا مَصْبُوب : اسم مفعول آن است يعنى آب باران و عصاره و خون ريخته شده .
هامش
( 1 )فَصَبَّ عَلَيْهِمْ رَبُّكَ سَوْطَ عَذابٍ- يعنى پروردگارت تازيانهء عذاب را بر آنها فرود آورد - در مورد فرعونيان و قوم عاد و ثمود است كه قبل از اين آيه مىگويد -فَأَكْثَرُوا فِيهَا الْفَسادَ- يعنى آن مردم در زمين و شهرها و كشورها ظلم و طغيان كردند و بسيار فساد برانگيختند تا اينكه بازگشت و عكس العمل فسادشان تازيانهء عذاب الهى شد . بگفته مولوى :كج روى جفّ القلم كج آيدت * راستى آرى سعادت زايدتو از واژهء - صبّ - كه براى عذاب به كار رفته و در اصل ريختن از بالا به پائين است نوعى سقوط معنوى يا دور شدن از رحمت حقّ كه شديدترين عذابها است به خوبى فهميده مىشود .