تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 373

مساهمون:

ص٣٧٣
در آيه : (
إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِكُلِّ صَبَّارٍ
شَكُورٍ - 5 / ابراهيم ) انتظار به صبر تعبير شده است ، زيرا انتظار از صبر و بردبارى تفكيك ناپذير است ، بلكه انتظار خود نوعى صبر است . آيه : (
فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ
- 48 / قلم ) يعنى منتظر حكم خداى ، به سود خود و عليه كافرين باش .

صبغ

: الصَّبْغ : رنگ كردن است ، فعلش - صَبَغْتُ . الصِّبْغ : يعنى - مَصْبُوغ - رنگ شده . در آيهء : (
صِبْغَةَ
اللَّهِ - 138 / بقره ) اشاره به چيزى است كه خداى تعالى از عقل و خرد يا شعور تميز دهنده كه متفاوت از حيوانات است مثل فطرت در انسانها ايجاد كرده است . وقتى كه نصارى صاحب فرزند مىشوند بعد از هفت روز او را در آبى غسل تعميد مىدهند و فرو مىبرند و گمان مىكنند آن كار صبغه‌اى است « 1 » . از اين روى خداى تعالى فرمود : (
وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً
- 38 / بقره ) و آيه : (
وَ صِبْغٍ
لِلْآكِلِينَ -
هامش
و قبيح را كه به دروغ پيراهن خونى يوسف را آورده‌ايد و مىگوئيد او را گرگ خورده است مطلبى است كه من در اين مصيبت صبر جميل خواهم داشت و خداوند است كه مرا يارى مىكند -وَ اللَّهُ الْمُسْتَعانُ. ( 1 ) در آيه مىگويد : پاك كردن خداوند انسان را به وسيلهء ايمان ، نيكوتر است يعنى او بندگان را با ايمان از آثار شرك و كفر پاك مىكند و صبغه همان رنگ ايمان استوَ - نَحْنُ لَهُ عابِدُونَ- كه تتمّهء آيه است يعنى ما عبادت كنندهء او هستيم . -صِبْغَةَ اللَّهِ- در آيه فوق بدل از -مِلَّةَ إِبْراهِيمَ- است كه در آيهء قبل قوم يهود و نصارى در آن موضوع بحث و جدال مىنمودند و لذا آيهء فوق مىگويد : كيش ابراهيم نيكوتر است . جيمز هاكس مىنويسد : اين عمل يعنى غسل تعميد يكى از قواعد دينيّه است كه قبل از ظهور مسيح معروف بوده و اين كار در عهد جديد مثل فريضهء ختنه در عهد عتيق است ولى خود مسيح ففى نفسه كسى را غسل نداده است ، در بارهء آن در ميان مسيحيان اختلاف هست بعضى مىگويند حكماء بايد بدن كودك را در آب فرو برند و جمعى مىگويند : اطفال را جايز نيست و بسيارى از مسيحيان برآنند كه تنها پاشيدن آب كفايت مىنمايد و اين كار را علامت طهارت از نجاست و ناپاكى و گناه است ، لكن بايد دانست كه غسل تعميد فى حدّ ذاته سبب ولادت ثانى و طهارت نخواهد شد ( قاموس كتاب مقدّس ) .