دو پستان ديگرش را نمىدوشند .
ناقة شَطُور : شترى كه هر بار دو پستان او را مىدوشند يا دو پستانش خشك مىشود .
شاة شَطُور : گوسفندى كه يك پستانش از ديگرى بزرگتر است .
شَطَرَ : يك ناحيه و قسمتى از آن را فرا گرفت .
شَاطِر - هم به - بعيد - يعنى دور شونده تعبير مىشود ، جمع آن - شطر - است مثل :
أشاقك بين الخليط الشّطر
يعنى : ( دور افتادهها ترا مشتاق وصال دوست نمودند ) .
الشَّاطِر - همچنين ، كسى است كه از روى خيانت از حقّ دور مىشود جمعش - شَطَّار - است .
شطن
: در - الشَّيْطَان ، حرف ( ن ) اصلى است و از - شَطَنَ - يعنى دور شدن است .
( الشَّيْطَان : دور شده از رحمت حقّ ) و از اين معنى است عبارت :
بئرٌ شَطُون : چاه ژرفناك و بسيار عميق .
شَطَنَتِ الدّارُ : خانه دور شد .
غُرْبَةٌ شَطُون : غربتى بس دور .
و نيز گفتهاند حرف ( ن ) در شيطان زيادى است و ريشه آن - شاط يشيط -
هامش
به كارهاى گران مرد كارديده فرست * كه شير شرزه برآرد به زير خم كمندأشطر النّاقة : تشبيهى است از دوشيدن شتران پر شير و كم شير ، و كنايه از اين است كه همه چيز را از مادر دهر چشيده و دوشيده است . و هذا مثل فى الرّجل الّذى مارس الامور و ذاق احوال الدّهر . سپس ميدانى مىنويسد :
يضرب فيمن جرّب الدّهر . ( در مورد كسى است كه روزگار را آزموده است ) .
( اساس البلاغه و مقامات زمخشرى 165 - مجمع الامثال / ميدانى 1 / 195 ) .