كه همان مريدان جنّ هستند و همچنين صحيح است كه منظور مريدان و پيروان انسانهاى شيطان سيرت باشد .
شاعر گويد :
لو انّ شيطان الذّئاب العسّل
عسّل : - جمع - عاسل - كسى است كه در دويدنش هيجان زده و مضطرب است كه اين حالت ويژهء گرگان گرسنه است ، ديگرى گويد :
ما ليلة الفقير الّا شيطان
( شب فقير و بينوا چيزى نيست مگر شبى با اضطراب ) و هر خوى زشت و ناپسندى هم در انسان خوى شَيْطَانِي ناميده شده پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود :
« الحسد شيطان و الغضب شيطان » .
يعنى : ( رشك و خشم هر كدام شيطانى هستند ) .
شطأ
: شَاطِئُ الوادى : كناره يا كرانه درّه ، در آيه : (
نُودِيَ مِنْ شاطِئِ الْوادِ
- 30 / قصص ) .
شَاطَأْتُ فلانا : تا كنار درّه همراهش رفتم .
شَطْءُ الزّرع : سنبله و خوشههاى گياه كه از آن خارج مىشود .
تضرّع فى شَاطِئَيْهِ : در دو كنارش و دو جانبش شاخه زد ، جمعش - أَشْطَاء - است .
خداى تعالى گويد : (
كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ
- 29 / فتح ) ( جوانهها و خوشههايش را خارج كرد ) كه - شطاه - نيز خوانده شده ، مثل : الشّمع و الشّمع و النّهر و النّهر - كه هر دو به كار رفته است .
شعب
: الشَّعْب : قبيلهاى كه از طايفهاى بزرگ و واحد يا ( حىّ واحد ) جدا و منشعب مىشود جمعش - شُعُوب - است ، در آيه : (
شُعُوباً وَ قَبائِلَ
- 13 حجرات ) الشَّعْب من