كه در آيه : (
تَرْمِي بِشَرَرٍ كَالْقَصْرِ
« 1 » - 32 / مرسلات ) به كار رفته است .
شرب
: الشُّرْب : نوشيدن هر مايعى است ، خواه آب يا غير از آن .
خداى تعالى در صفت اهل بهشت گويد : (
وَ سَقاهُمْ رَبُّهُمْ شَراباً
طَهُوراً - 21 / انسان ) .
و در صفت دوزخيان گويد : (
لَهُمْ شَرابٌ مِنْ حَمِيمٍ
- 70 / انعام ) جمعش - أَشْرِبَة - است .
شَرِبْتُهُ شَرْباً و شُرْباً : آن را نوشيدم .
و گفت : (
فَمَنْ شَرِبَ مِنْهُ فَلَيْسَ مِنِّي . . .
فَشَرِبُوا مِنْهُ
« 2 » - 249 / بقره ) : و گفت (
فَشارِبُونَ
شُرْبَ الْهِيمِ - 55 / واقعه ) .
يعنى : ( و همچون شتران عطشان مىنوشند ) الشِّرْب : بهره و نصيبى از آب ( جرعهاى ) .
و آيه : (
هذِهِ ناقَةٌ لَها شِرْبٌ وَ لَكُمْ شِرْبُ يَوْمٍ مَعْلُومٍ
- 155 / شعراء ) ( اشاره به ناقه صالح است كه مىگويد او سهمى از آب دارد و شما هم روز معيّنى ، سهمى و بهرهاى ، آيه بعدى هم در همين مورد است مىگويد ) (
كُلُّ شِرْبٍ مُحْتَضَرٌ
- 28 / قمر ) .
هامش
( 1 ) يعنى دوزخ در آن روز چون كوشكهاى بلند مىكشد ، و شعله مىافكند ، كه در اين آيه شعله و لهيب بلند آتش دوزخ را به بلندى كوشكها و قصرهاى دنيايى تشبيه نموده تا نوعى رابطه ميان مستكبرين دنيايى با كوشكهاى مرتفعشان و فرجام كارشان همسان باشد ، در دنيا قصرهاى مرتفع و سايبانها مىساختند ، و طبيعى است كه در لذّتها ، و نعمتها و آنچنان سرمستى و سر خوشىها نمىتوانستند از حال بىنوايان و ستمكشان آگاه باشند ، در آيات بعد اين سوره اشاره به جدا شدن پاكان و پليدان در قيامت است ، مىگويد :
پس پرهيزكاران در سايهء حقيقى قرار مىگيرند نه سايهاى كه نمودار شعلههاى سوزنده آتش است بلكه در سايهاى آرامش دهنده و در چشمهسارهايى كه امواج و نسيم آنها مسرّت بخش است و بعد مىگويد : گواراتان باد ، اين پاداش نكوكارى و پرهيزكارى شماست .
( 2 ) اشاره به سخن طالوت است كه سربازان خود را بفرمان خداى در مورد نوشيدن زياد و بى موقع آب از نهر آزمايش مىكند كه جز عدّهء كمى بقيّه بيش از حدّ معمول و مقرّر آب مىخورند .