پيه است .
شَحْمَةُ الأرض : قارچ و كرمهاى سپيد زمين .
رجل مُشَحِّم : مردى كه زياد چربى دارد ( تاجر روغن و پيه ) شَحِم : دوستدار چربى .
شَاحِم : كسى كه يارانش او را غذا مىدهند .
شَحِيم : فربه و پرچربى .
شحن
: آيه : (
فِي الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ
- 119 / شعراء ) يعنى : در كشتى پر و انباشته شده .
شَحْنَاء : دشمنى و عداوتى كه سراسر جان را فرا گرفته باشد .
عدوّ مُشَاحِن : دشمنى كه روح فردى دارد ( تكرو يا انديويداليست ) أَشْحَنَ للبكاء : جانش سرشار از اندوه و اشك شد .
شخص
: الشَّخْص : سياهى انسانى ايستاده كه از دور ديده مىشود .
شَخَصَ من بلده : از شهرش رفت .
شَخَصَ سَهْمُهُ : تيرش را به بالاى هدف پرتاب كرد .
هامش
روشن و به سرخى آميخته داشت . ( تاريخ يعقوبى - 1 / 512 ) بر خلاف روشى كه فرهنگ استعمارى و دستگاههاى استعمارى جهانگردانى و الگوهايى با موى سر زياد براى ملّتهاى مسلمان صادر مىكردند و متأسّفانه تقليد كوركورانه باعث مىشد كه موى سرها از پشت سر و از روى گوش هم بگذرد ، گويى كه اينان در صدها قرن قبل و در غارها زندگى مىكنند ، ولى مىبينيم كه شيوهء پيامبر اسلام آنچنان است كه روايت شده .
اميد است آنهايى كه با تافتن گيسوان و موى روى گوش و پشت سر خود عمل خويش را با عكسهايى كه به دروغ به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و ائمّه نسبت دادهاند ، مقايسه نكنند و از روش صحيح پيامبر صلّى اللّه عليه و آله پيروى نمايند .