(
لا يَزالُ بُنْيانُهُمُ
« 1 » - 110 / توبه ) و (
لا يَزالُ الَّذِينَ كَفَرُوا
- 31 / رعد ) و (
فَما زِلْتُمْ
فِي شَكٍّ - 34 / غافر ) .
صحيح نيست كه گفته شود ، ما زال زيد إلّا منطلقا چنان كه مىگويند ما كان زيد إلّا منطلقا زيرا زَالَ حكم نفى را دارد و نقطهء مقابل ثبات است و حروف ( ما ) و ( لا ) نيز در حكم منفى است . پس در - ما زال - نفى در نفى يا جمع دو منفى حكم اثبات و مثبت را دارد . بنابراين :
ما زال در معنى - كان - و در معنى اثبات عمل مىكند ، همانطور كه گفته نمىشود كان زيد الا منطلقا . عبارت - ما زال زيد الّا منطلقا - هم درست نيست و گفته نمىشود .
زين
: الزِّينَة الحقيقية : زينت اصلى و راستين يا آن چيزى است كه انسان را در هيچ يك از حالاتش نه در دنيا و نه در آخرت آلوده و ناپاك نمىسازد .
( يعنى آراستگى ظاهرى ، باطنى ، دنيوى ، اخروى ، فكرى ، اخلاقى ، ايمانى ، عملى و بالاخره زينت حقيقى يعنى به سوى كمال رفتن و در جهت كمال مطلق بودن در همه ابعاد وجودى ) .
و امّا آنچه را كه انسان را در حالتى غير از حالتى ديگر زينت دهد و آراسته دارد از يك جهت در همان معنى شين « 2 » يا ( زشتى ) است .
هامش
( 1 ) در بارهء پايهها و بنيان به ظاهر محكم مسجد ضرار است كه گروهى دو چهره براى انحراف مسلمانان در مدينه ساختند ، خداوند به پيامبر ( ص ) مىگويد : همان مسجدى كه بنيانش بر تقوى نهاده شده ، شايستهتر است كه در آن بايستى و نماز اقامه كنى ، زيرا در آنجا مردانى هستند كه دوست دارند پاكيزه باشند و خداوند پاكيزگان و پاكيزه خويان را دوست مىدارد .
بنيان مسجد ضرار بر پرتگاهى سست و فرو ريختن در آتش دوزخ است (وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ- 109 / توبه ) .
و سپس مىگويد : (لا يَزالُ بُنْيانُهُمُ الَّذِي بَنَوْا رِيبَةً فِي قُلُوبِهِمْ إِلَّا أَنْ تَقَطَّعَ قُلُوبُهُمْ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ- 110 / توبه ) اساسى كه نهادهاند و بنيانى كه ساختهاند پيوسته مايهء ترديد و اضطراب دلهاى آنهاست تا دلهاشان پاره پاره شود ، خداوند دانا و حكيم است .
( 2 ) و در روايتى از امامان ( ع ) آمده است كه خطاب به آيندگان ، و منسوبين به خاندان اهل بيت و فرمودهاند : ( كونوا لنا زينا و لا تكونوا لنا شينا ) در كردار و گفتار و انديشهتان طورى باشيد كه براى ما آراستگى .