حكمتهاى عقلانى محصور باشد بدون اينكه احكام شرعى داشته باشد ( مثل صحيفهء سجّاديه منسوب به امام على بن حسين عليه السلام كه چون احكام شرعى در آن نيست آن را - زبور آل محمّد - ناميدهاند ) . ولى :
واژه كتاب ( قرآن ) به آن چيزى گفته مىشود كه متضمّن و در برگيرنده احكام شرعى و حكمتهاى عقلى باشد و چيزى كه بر اين معنى دلالت مىكند اينست كه زبور داود عليه السلام هيچ چيز از احكام را در بر ندارد .
زِئْبُر الثوب : خز و پرز و ضخامت جامه و لباس كه معروف است ( و نيز كيسه ضخيم پارچهاى بنام پلنگ پوش يا لباس نمدين كه از پشم شتر درست مىكنند ) .
أَزْبَرُ : هر چيز ضخيم و پر پشت و با يال و كوپال و از اين معنى عبارت هَاجَ زَبْرُؤُه : در بارهء كسى است كه خشمگين مىشود .
زجج
: الزُّجَاج : سنگى است ( آبگينه ، بلور و شيشه ) مفردش - زُجَاجة - است .
در آيه : (
فِي زُجاجَةٍ الزُّجاجَةُ
كَأَنَّها كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ - 35 / نور ) .
هامش
بود . يك سوّم آن در باره سرگذشت او در آينده ، و بديهائى كه مىبايد از - بخت النّصر - ببيند . و يك سوّم در بارهء سختىهائى كه از مردم آشور به او مىرسد . و يك سوّم ديگر هم پند و ترغيب و تمجيد و تهديد ، هيچگونه امر و نهى و سخن از حرام و حلال در آن نيست . ( مروج الذّهب 1 / 108 ) .
جيمز هاكس مىگويد : حيات روحانى داود نبى در زبور نبشته شده امّا از پنج كتاب مزامير فقط 37 فصل آن به داود منسوب است و بقيّه را مؤلّفان بعدى نوشتهاند . ( قاموس كتاب مقدّس ص 799 ) .
حبيشى تفليسى مىنويسد : زبور در قرآن با پنج وجه و يازده معنى آمده است :
1 - پندهاى پيشينيان در كتابها (جاؤُ بِالْبَيِّناتِ وَ الزُّبُرِ وَ الْكِتابِ الْمُنِيرِ- 184 / آل عمران ) 2 - به معنى مطلق كتابها : (وَ إِنَّهُ لَفِي زُبُرِ الْأَوَّلِينَ- 196 / شعراء ) 3 - كتاب مخصوص داود : (وَ آتَيْنا داوُدَ زَبُوراً- 163 / نساء ) 4 - به معنى نقش ثابت و محفوظ : (وَ كُلُّ شَيْءٍ فَعَلُوهُ فِي الزُّبُرِ- 52 / قمر ) .
5 - قطعهها و پارهها : (فَتَقَطَّعُوا أَمْرَهُمْ بَيْنَهُمْ زُبُراً- 53 / مؤمنون ) ( وجوه قرآن - 121 و معجم الفاظ القرآن الكريم ) .