« كتاب الزّاء »
زبد
: ( كف روى آب و كف شير و فلزّات ) - الزَّبَد - زَبَدُ المَاء : كف روى آب .
و قد أَزْبَدَ : كف برآورد .
خداى تعالى گويد : (
فَأَمَّا الزَّبَدُ
فَيَذْهَبُ جُفاءً « 1 » - 17 / رعد ) .
الزُّبْد : كره و سر شير كه بخاطر شباهت رنگ آن به كف روى سيلاب ، از آن واژه مشتق شده است .
زَبَدْتُه زَبَداً : مال و هديهء زيادى ( همچون سر شير ) به او دادم وَ أَطْعَمْتُهُ الزُّبْدَ به او كره دادم و خوراندم .
الزُّبَاد : غنچه و شكوفه سپيد درختان به شباهت سپيدى كف ( به شباهت بر سر بودن شكوفهها چون بر سر بودن كف بر آب ) .
هامش
( 1 ) حقّ و باطل و ايمان و كفر را با عاليترين تشبيه ادبى و معنوى بيان كرده ، نفوذ و بقاء آب باران در زمين و روياندن گياهان را به حقّ و ايمان ، و كفى كه بر روى سيلابها در كرانهها قرار مىگيرد و با نسيمى نابود مىشود به باطل و كفر مثل مىزند يعنى با اينكه كفها ديدنى نيست امّا باقى و پايدار ، و حياتبخشند كف و كفكها با بادى و حركتى نابود مىشوند و آن آبها در شكل حيات موجودات باقيند .
و به راستى تشبيهى براى حقّ و باطل از اين زيباتر امكان دارد ؟
در آيات : (وَ أَمَّا ما يَنْفَعُ النَّاسَ فَيَمْكُثُ فِي الْأَرْضِ كَذلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ- 17 / رعد ) .
هر چه براى مردم سودمند است مانند آثار مردانى چون پيامبران صلّى اللّه عليه و آله و اولياء آنها بر جبين صفحات افق با نيكنامى ثبت و باقى است و آثار ستمگران با ننگ همراه و ناپايدار .