خوان خويش خوريد ، با كودكان آميزش مكنيد ، در كارها تدبير كنيد ، زنان پير بيگانه را به خانه خود راه مدهيد و مگذاريد ، از مكر و حيلت زنان ايمن مباشيد ، خويشتن را اسير زنان مكنيد ، بر مرگ دختران غم مخوريد ، از دزدان عطا مپذيريد ، از همسايه بد بپرهيزيد ، از مردمان بد بگريزيد ، بىادبى خدمت پادشاهان مكنيد ، در زمين كسان تخم مكاريد ، و درخت ننشانيد ، با هر گروه نياميزيد ، از نوكيسه وام مستانيد ، از بىاصلان دختر مخواهيد ، با بىشرمان منشينيد ، از مردم غماز و بىديانت وفا گوش داريد ، با معيوبان و ناقصان دوستى مكنيد ، هركس از سرزنش و ملامت خلقان نترسد از وى دور باشيد ، با آنكه نيكى نشناسد پيوند و پيوستگى درگسلانيد ، پيران و بىدلان را با خود به جنگ مبريد ، به خواسته ( يعنى مال ) و تندرستى پشت گرم مباشيد ، پيران و آزموده مردم را خوار مداريد ، در همه كارى پيران را گرامى داريد ، از پادشاهان هميشه هراسان باشيد ، دشمن را هرچه خرد باشد بزرگ شماريد ، پايه و مايه خود را نيكو پاس كنيد ، از پادشاهان و سخنسنجان و زنان ترسناك باشيد ، بر هيچكس رشك و افسوس مخوريد ، زشت ناپسند مردم را پيدا مسازيد ، از مرگ زنان اندوهگين مباشيد كار زمستان در تابستان راست داريد ، ناكرده كرده ، منگاريد ، زن به روزگار جوانى خواهيد ، كار امروز به فردا ميندازيد ، كارها به هوش و دانش كنيد ، بدخوئى را پيرايه و سرمايه مسازيد تا روزگار هستى شيرين گذرد ، چشم و زبان و شكم و پوشيدنيهاى خود را از ناشايست و ناروا پاس داريد ، زيان به هنگام را از سود به هنگام بهتر داريد ، جايى كه آهستگى و نرمى بايد ، تندى و درشتى مكنيد ، در جنگها راه آشتى باز نماييد ، خرج به اندازه دخل كنيد ، تا درخت نو درننشانيد ، درخت كهن برمكنيد ، پاى به اندازه گليم دراز كنيد ، نادان و مست و ديوانه را پند مگوئيد ، زن آزرمسوز زباندراز را در خانه مگذاريد ، هرچه شما را ناپسند آيد بر ديگران روا مداريد ، سپاس مهترى را بر كهترى رحمت آريد ، تنها دست به خوان و خورش درمبريد ، زيردستان را هميشه خوش و خرم داريد ، ناخوانده به ميهمانى كسان درنشويد ، پرورش استاد و رنج پدر و مادر را بزرگ و گرامى شناسيد ، براست و دروغ سوگند مخوريد .
اندرزهاى بزرگمهر
گروهى از حكما از بوذرجمهر پرسيدند كه ما را از باب حكمت چيزى ياد ده . . . گفت آگاه باشيد ، چهار چيز بينايى چشم بيفزايد . . . يكى سبزه خرم ، ديگر آب روان و ديگر فرزند و ديگر ديدار دوستان . اما چهار چيزى كه بينائى را بكاهد طعام شور خوردن ، و آب سوزان بر سر ريختن و اندر چشمه آفتاب نگريستن و ديدار دشمن ديدن . اما آن چهار چيز كه تن را فربه كند جامه نرم پوشيدن و بىغم زيستن و بوى خوش به كار داشتن و خواب گرمگاهى ( يعنى خواب