40 - به اندازه خود دستگيرى دريغ مدار .
41 - خصومت و تعصب را نجاست شمر .
42 - در مهمات ضعيفراى و خستهدل مباش .
43 - مال به ناحق و ناجايگاه صرف مكن .
44 - در سختيها صبر كن .
45 - وقت را هيچ بدل مشناس .
46 - تن را در درياى آرزوها غرق مكن .
47 - با متكبران تكبر ، فريضه دان .
48 - با ميهمان تكلف مورز .
49 - لذت عمر در صحبت نيكان است .
50 - توشه از تجربت ساز .
51 - دوزخ نقد ، نادانى را شمر .
52 - مشورت همواره به كار دار .
53 - بر گذشته و شكسته و ريخته افسوس مخور .
54 - تمام زيركى را عاقبتشناسى نام نه .
55 - راز خويش را از دشمن و دوست پنهان دار .
56 - مردم را به معاملت بيازماى ، پس با او دوستى گير .
57 - بيم را تلختر از مرگ دان .
58 - ايمنى را خوشتر زندگانى شناس .
59 - حقيقت زندگى تندرستى را شمر .
60 - به ظاهر هيچكس فريفته مشو .
61 - دوستان را از عيبشان آگاه كن .
62 - بار خود تا توانى بر ديگران ميفكن ، و بار ديگران بكش .
63 - از آسمان بزرگتر ، سخن را دان .
64 - سنت بد منه كه تا روز قيامت در دعاى بد خلق نمانى .
65 - امير غافل را امير خود مكن .
66 - ناحقشناس را بدتر از ستورشناس .
67 - پند دوست دانا قبول كن .
68 - از زمانه عبرت گير .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 77
مساهمون: مرتضى راوندى
ص٧٧