11 - خويشتنشناسى را بزرگ سرمايهاى دان .
12 - تقوى را سپاهى بىهزيمت شمر .
13 - از نادان دانانماى حذر كن .
14 - خود را در علم از همه كس كمتر دان .
15 - بياموز و بياموزان .
16 - ناشنوده مگوى .
17 - كس را به افراط منكوه و مستاى .
18 - راست گوى و عيب مجوى .
19 - نخست انديشه كن ، آنگاه گوى .
20 - تا نپرسند مگوى ، و تا نخواهند مرو .
21 - سخن به اندازه گوى .
22 - بد مكن تا نكنند .
23 - نيكى كن تا بدل يا بى .
24 - در سخن گفتن از جواب انديش .
25 - با آتش حسد دل را مسوزان .
26 - پردهپوش باش .
27 - از بلا عبرت گير .
28 - جفا پيشه مساز .
29 - نهان خويش بهتر از آشكارا دار .
30 - طعام به اندازه خور .
31 - مال را عاريت دان .
32 - ثنا را بر خود تهمت پندار .
33 - جان را امانت دان .
34 - تندرستى را غنيمت شمار .
35 - اجل را در هيچحال فراموش مكن .
36 - از آموختن مياساى .
37 - نسيه را مال مشمر .
38 - خود را اسير شهوت مساز .
39 - جهان از عيب و هنر خالى نيست . عيب مجوى .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 76
مساهمون: مرتضى راوندى
ص٧٦