تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 73

مساهمون:

ص٧٣
تعديل وضع سياسى ، محيط آرام و سازگارى براى مردم ايجاد كنند و آنها با رفاه اجتماعى بتوانند بهتر به اصول اخلاقى خود را پابند نشان دهند ، چه با پريشانى و زندگى تباه از كسى نمىتوان نيكرفتارى و نيك‌منشى چشم داشت . بهرحال نشر اين كتابها اگر از رهگذر محتويات و زبان ارزشمند نباشد در اشاعه اصول اخلاقى بسيار مؤثر خواهد بود . چه بيشتر مردم در برابر پند و اندرز و سخنان بزرگان و گفته‌هاى آزمودگان و گرم و سردچشيدگان سر فرود مىآورند و به راه راست اجتماعى مىروند ، و بويژه اگر به آزمايش و استدلال توأم باشد و نمونه و شاهدى بدست دهد ، تودهء مردم بيشتر شيفته سخنان خطابى هستند . از اين روست هنر پند و موعظت و اندرزگرى از ديرباز ميان ايرانيان رواج داشته و در زاويه‌ها و خانقاهها و تكيه‌ها و مسجدها دنبال سخن گوينده‌اى مىرفتند تا شايد گمشدهء خويش را در زندگى در آنجا بيابند و به راه راست و سعادت و بهروزى در آنجا آشنا گردند . دستگاههاى فرمانروائى هم در هر دوره‌اى از اين گونه ميل عمومى بهره مىبردند و از آغاز اسلام در جمعه‌ها ، جماعتها بدست خطيبان ، هدف سياسى خويش را رواج مىدادند تا به جائى رسيد كه خطابه‌هاى دينى مانند سكه‌ها ، نشان چيرگى يك فرمانروائى بوده است . پس واعظان و اندرزگران را هم مردم مىخواستند و هم ديوان و دربار ، از آنچه من در آغاز اين مقالت برشمرده‌ام ، برمىآيد كه در همين اواخر نزديك به پنجاه دانشمند دينى اخلاق مذهبى و موعظت نامه نوشته‌اند . رساله‌هاى انتقادى و اجتماعى را هم مردم دوست مىدارند و تدوين چنين رساله‌ها نشانه تحول اخلاقى و سياسى يك اجتماع است و خواه و ناخواه گروهى چنين چيزها خواهند نوشت . اين گونه انتقاد گويا از عبيد زاكانى آغاز شده و چندين كس آن را دنبال كرده‌اند . چنان كه ديده‌ايم گذشته از اينها نزديك به ( 25 ) كتاب انتقادى كه نماينده فكر پيشگامان مشروطيت و آزاديخواهان گذشته بوده است برشمرده‌ام و بايد بيشتر از اينها هم باشد . در اينجا نزديك به ( 170 ) دانشمند مؤلف كتاب اخلاق ياد كرده‌ام كه كتابهاى همه آنها گويا به ( 200 ) برسد . پيداست كه بسيارى از آنها را نام نبرده‌ام و از بسيارى از كتابهاى گمنام ياد نكرده‌ام . همه اينها مىرساند كه مسأله اخلاق و سياست ميان ايرانيان ارزش بسيارى داشته است . « 1 » مسعودى ضمن بحث در پيرامون مسائل اخلاقى آداب سخن گفتن را به ما مىآموزد : « از جمله لوازم آداب صحبت اين است كه سخن را نبرّند و بر گوينده هجوم نبرند و رشته صحبت را
هامش
( 1 ) . چند اثر فارسى در اخلاق از محمد تقى دانش‌پژوه فرهنگ ايران‌زمين جلد نوزدهم صفحه 261 ببعد ( به اختصار ) .